پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۱۲

به که غافل باشد آن سرو روان از خویشتن

ورنه خواهد گشت از غیرت نهان از خویشتن

بی نیازست از بدآموزان دل بی رحم او

دارد این شمشیر سنگین دل، فسان از خویشتن

از غم محرومی ارباب بینش فارغ است

حسن مستوری که می گردد نهان از خویشتن

می کند در هر نگاهی روی شرم آلود او

از عرق ایجاد چندین دیده بان از خویشتن

نیست پروای سلاح آن را که چون مژگان کج

می تواند ساختن تیر و کمان از خویشتن

آتش افسرده ام کز یک نسیم التفات

می توانم کرد انشا صد زبان از خویشتن

یوسف پاکیزه دامن از زلیخا چون گریخت؟

می گریزد آشنای او چنان از خویشتن

چون توانم یافت صائب راه کوی یار را؟

من که عمری شد نمی یابم نشان از خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۱۴آدمی را نیست خصمی چون جمال خویشتن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۱۵تندخویان می زنند آتش به جان خویشتن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۱۶برده ام تا از سر کویت نشان خویشتن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۱۷هیچ همدردی نمی یابم سزای خویشتن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۱۸عشق در بند گران است از وفای خویشتن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۱۹پیش هر تلخی نریزم آبروی خویشتن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۲۰حق گوهر چیست، آب و رنگ گوهر یافتن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۲۱در محبت راز سر پوشیده نتوان یافتن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.