پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۰۳

بر سبکروحان گران نبود بپا برخاستن

بر گرانجانان بود مشکل ز جا برخاستن

سرفرازی می فزاید آتش سوزنده را

پیش پای هر خس و خاری بپا برخاستن

خوشنماتر در نگین دان از نشست گوهرست

از بزرگان گران تمکین ز جا برخاستن

حیرت رخسار آتشناک آن جان جهان

برد از یاد سپند من ز جا برخاستن

می رساند یک نفس بنیاد هستی را به آب

چون حباب از جا به امداد هوا برخاستن

می شود با خاک یکسان از طمع نفس خسیس

از سر راه است مشکل بر گدا برخاستن

جذبه ای عشق در کار من افتاده کن

کز سر دنیا شود آسان مرا برخاستن

برندارد عفو اگر از دوش ما بار گناه

سخت دشوارست در محشر ز جا برخاستن

سبزه زیر سنگ صائب راست نتوانست شد

با گرانجانی بود مشکل ز جا برخاستن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۰۵نیست معشوقی همین زلف چلیپا داشتن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۰۶پیش اهل دل ادب منظور باید داشتن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۰۷پیچ و تاب عشق را نتوان ز جان برداشتن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۰۸راز را در سینه دشوارست پنهان داشتن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۰۹کار هر بی ظرف نبود عشق پنهان داشتن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۱۰اندکی کوتاه کن زلف بلند خویشتن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۱۱موج دریا را نباشد اختیار خویشتن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۱۲به که غافل باشد آن سرو روان از خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.