پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۹۴

از بصیرت نیست دنبال تمنا تاختن

همچو طفلان هر طرف بهر تماشا تاختن

تا چو سوزن رشته پیوند مریم نگسلی

از زمین بر آسمان نتوان چو عیسی تاختن

چون توانی همعنان شد با سبکروحان، که تو

مانده کردی مرکب تن را ز بی جا تاختن

دارد آتش زیر پای خویشتن موج سراب

از سبک مغزی بود دنبال دنیا تاختن

گوی سبقت هر که از میدان برد مردست مرد

سهل باشد در بیابان اسب تنها تاختن

بر سبک مغزی غبار انفعال افزودن است

اسب چوبین با براق عرش پیما ساختن

داغ دارد جرأت پروانه صائب شیر را

از که می آید به آتش بی محابا تاختن؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۹۶گر چو غواصان توانی پای از سر ساختن
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۹۷چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۹۸آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۹۹تا چون درویشان توان با گاه گاهی ساختن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۰۰دل به حرف پوچ تا کی شاد خواهی ساختن؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۰۱نیستم در عشق کافر ماجرای سوختن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۰۲نیست آسان خون نعمت‌های الوان ریختن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۰۳بر سبکروحان گران نبود بپا برخاستن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.