پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۹۰

در کهنسالی نفس را راست نتوان ساختن

راست ناید با کمان حلقه تیر انداختن

از سبکروحان نیاید با گرانان ساختن

چون تواند کشتی خالی به لنگر تاختن؟

گریه هم زنگ کدورت می برد از دل مرا

گر به تردستی توان آیینه را پرداختن

سخت نامردی است گر تیغ از نیام آرد برون

هر که سازد کار دشمن از سپر انداختن

در خطرگاهی که تیر از خاک می روید چو نی

گردن دعوی نباید چون هدف افراختن

گفتگوی سخت با ممسک ندارد حاصلی

بر درخت بی ثمر تا چند سنگ انداختن؟

سایه بال هما ز افتادگی گردد بلند

صرفه نبود حرف ما را بر زمین انداختن

کرد خرج آب و گل کوتاه بینی ها مرا

پیشتر از خانه می بایست خود را ساختن

گوشه چشمی اگر باشد ازان نقش مراد

می توان صائب دو عالم را به داوی باختن

نیکی از آب روان چون تیر برگردد ز سنگ

زیر تیغ یار صائب می توان جان باختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۹۲چیست جان تا زیر تیغ یار نتوان باختن؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۹۳فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۹۴از بصیرت نیست دنبال تمنا تاختن
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۹۵چند چون خامان نظر بر ماهتاب انداختن؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۹۶گر چو غواصان توانی پای از سر ساختن
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۹۷چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۹۸آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۹۹تا چون درویشان توان با گاه گاهی ساختن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.