پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۸۸

عاشق صادق نیندیشد ز آتش تاختن

زر خالص را محابا نیست از بگداختن

روزگاری را که کردم صرف تسخیر بتان

می توانستم دو عالم را مسخر ساختن

آبرویی را که کردم صرف این بی حاصلان

آسیایی می توانستم به دور انداختن

رنگ یکتایی نگیرد رشته چون همتاب نیست

سازگاری نیست با ناسازگاران ساختن

آن که کار سهل ما را در گره انداخته است

می تواند کار عالم را به ابرو ساختن

سرکشان را مهربان خویش کردن مشک است

سهل باشد آسمان را بر زمین انداختن

از بهشت عدن صائب صلح کن با وصل یار

بر امید نسیه نقد عمر نتوان باختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۹۰در کهنسالی نفس را راست نتوان ساختن
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۹۱بی تحمل خصم را هموار نتوان ساختن
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۹۲چیست جان تا زیر تیغ یار نتوان باختن؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۹۳فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۹۴از بصیرت نیست دنبال تمنا تاختن
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۹۵چند چون خامان نظر بر ماهتاب انداختن؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۹۶گر چو غواصان توانی پای از سر ساختن
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۹۷چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.