پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۷۸

از رخش خواهند جای بوسه نافهمیدگان

در حرم محراب می جویند این نادیدگان

شوق را افسرده می سازد وصال دایمی

می برند از وصل لذت بیش هجران دیدگان

می شوند از سادگی در بوته خجلت گلاب

چون گل بی درد در باغ جهان خندیدگان

عیب دنیا را نمی بینند با صد چشم خلق

گرچه بی پرده است در چشم نظرپوشیدگان

نیستند از روی میزان قیامت منفعل

با دو چشم عاقبت بین خویش را سنجیدگان

در شبستان لحد خواب فراغت می کنند

در دل شبها ز بیداری به خود پیچیدگان

هر که دستار تعین از سر خود وا نکرد

در صف مردان بود کمتر ز سر پوشیدگان

می شوند از لاغری در هفته ای پا در رکاب

از فروغ عاریت چون ماه نوبالیدگان

چون گل رعناست می را زردرویی در قفا

سرخ رو باشند دایم خون دل نوشیدگان

قدر درویشی کسی داند که شاهی کرده است

راحت ساحل شود ظاهر به طوفان دیدگان

از خموشی های اهل فهم در تحسین شعر

می خلد افزون به دل تحسین نافهمیدگان

با کمال بی بری باشند صائب تازه رو

در گلستان جهان چون سرو دامن چیدگان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۸۰سوخته است از آتش گل اشتهای بلبلان
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۸۱مشک شد خون در وجود آهوان ما همچنان
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۸۲مبتلای آرزوی نفس را عاقل مخوان
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۸۳کرسی دارست اوج اعتبار این جهان
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۸۴هر کسی کرده است چیزی خوش ز نعمای جهان
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۸۵اول ما نیستی و آخر ما نیستی است
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۸۶با لب او کار دندان می کند سین سخن
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۸۷شد ز پیری ها مرا گوش گران مهر دهن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.