پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۷۲

شاخ چون دست کریمان شد زرافشان از خزان

در زر خالص زمین گردید پنهان از خزان

در درختان همچو نخل طور آتش در گرفت

جامه فانوس شد دیوار بستان از خزان

آب اگر در نوبهاران می چکید از روی باغ

می چکد آتش ز رخسار گلستان از خزان

آفتاب نوبهاران گر به زردی رو نهاد

شد ز هر برگ اختر سعدی فروزان از خزان

گرچه با دست نگارین عقده نتوان باز کرد

صد گره وا شد ز دلهای پریشان از خزان

چون پریزاد ابرها بال و پر رحمت گشود

بوستان شد شهر زرین سلیمان از خزان

از بهاران چند روزی گرچه برگ عیش یافت

شد زمین را پر ز برگ عیش دامان از خزان

خاک مظلم کز ترشرویی چو سیم قلب بود

چون زر خوش سکه شد یک روی خندان از خزان

برگها از بس به رغبت دست افشانی کنند

سرو نزدیک است گردد پایکوبان از خزان

می برد چون پاکبازان دل ز مردم بیشتر

گرچه شد جمعیت بستان پریشان از خزان

وقت بی برگی چو بلبل چون فراموشش کنم؟

من که دیدم از بهاران بیش احسان از خزان

از فنا پروا نباشد مردم بی برگ را

برگ گردد چون چراغ صبح لرزان از خزان

انقلابی در دل آزاد ما چون سرو نیست

باغبان گردید اگر دلسرد بستان از خزان

نیست با سوداییان فصل بهاران سازگار

می شود صائب دماغ من به سامان از خزان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۷۴بر سر بالین بی دردان گل احمر فشان
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۷۵ای فدای چشم مخمور تو خواب عاشقان
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۷۶باده گلگون نمی آید به کار عاشقان
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۷۷ساده است از نقش انجم آسمان عاشقان
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۷۸از رخش خواهند جای بوسه نافهمیدگان
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۷۹فارغند از قید چرخ نیلگون دیوانگان
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۸۰سوخته است از آتش گل اشتهای بلبلان
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۸۱مشک شد خون در وجود آهوان ما همچنان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.