پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۴۱

دلم سیاه شد از بس که برکتاب گذشتم

کدام روز سیه بود کز شراب گذشتم؟

چو نیست حاصل من غیر آه و ناله، چه حاصل

که چون قلم به سراپای هر کتاب گذشتم

دلم فرود نیامد به هر چه چشم گشودم

چو آفتاب براین عالم خراب گذشتم

کدام کار که آسان نشد به همت عشقم؟

اگر بر آتش سوزان زدم ز آب گذشتم

زمین مپرس کز این بحر بیکنار چه دیدی

که چشم بسته ازین بحر چون حباب گذشتم

نگشت روزی من مفت صائب اینهمه معنی

چو اشک گر مرو از پرده های خواب گذشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۴۳ازان گشاده جبین جام پر شراب گرفتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۴۴مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۴۵به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۴۶چشم گشایش از خلق نبود به هیچ بابم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۴۷از جام بیخودی کرد ساقی خداپرستم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۴۸با آن که من ندارم کاری به کار مردم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۴۹چون چشم آبگینه، هر چند پاک بینم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۵۰از باد دستی خود ما میکشان خرابیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.