پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۴۰

برون نمی برد از فکر دوست عالم آبم

نقاب دولت بیدار نیست پرده خوابم

جگر گداز محیط است داغ تشنگی من

کلاه گوشه به دریا شکسته موج سرابم

به خوان چرخ نکردم دراز دست تهی را

نداشت کاسه در یوزه پیش بحر حبابم

اگر چه روی مرا داشت روزگار بر آتش

چه خون که در دل آتش نکرد اشک کبابم

نیم چو آینه مه رهین پرتو منت

چو مهر باهمه آفاق روشن است حسابم

چو ماه عید نشد راست قامتم ز تواضع

همان سپهر دهد خاکمال همچو رکابم

ز بی تهی نرسیدم به غور بحر حقیقت

به فکر پوچ بسر رفت روزگار حبابم

ز خشک مغزی میناچه خون که در جگرم نیست

خوش آن زمان که به مینای غنچه بود گلابم

خم سپهر برین می کند تلاش شکستن

مگر به خانه زور آمده است باده نابم؟

همان ز طعن خطا نیستم خلاص چو صائب

گرفت روی زمین را اگر چه فکر صوابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۴۲قسم به ساقی کوثر که از شراب گذشتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۴۳ازان گشاده جبین جام پر شراب گرفتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۴۴مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۴۵به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۴۶چشم گشایش از خلق نبود به هیچ بابم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۴۷از جام بیخودی کرد ساقی خداپرستم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۴۸با آن که من ندارم کاری به کار مردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۴۹چون چشم آبگینه، هر چند پاک بینم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.