پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۴۲

قسم به ساقی کوثر که از شراب گذشتم

زباده شفقی همچو آفتاب گذشتم

حجاب چهره مقصود بود شیشه و ساغر

نظر بلند شد، ازعالم حجاب گذشتم

کشیده بود به دام فریب، عالم آبم

صفای دل مددی کرد، همچو آب گذشتم

ز هر چه داشت رگ تلخیی، امید بریدم

چه جای باده گلگون، که از گلاب گذشتم

به خون شرم و حیا می پرید چشم حبابش

هزار شکر کز این خونی حجاب گذشتم

اگر چه موج سراب است شیشه خانه مشرب

رسید جان به لبم تا ازین سراب گذشتم

ز شیشه چون گذرد رنگ می به گرم عنانی؟

ز شیشه خانه مشرب به آن شتاب گذشتم

به زور جذبه توفیق و پایمردی همت

چو برق و باد ز رطل گران رکاب گذشتم

شراب، خون روان و کباب، خون فسرده است

هم از کباب بریدم، هم از شراب گذشتم

عجب که پیرخرابات نگذرد ز گناهم

که من ز باده گلرنگ در شباب گذشتم

امید هست که در حشر زرد روی نگردم

چو من به موسم گل صائب از شراب گذشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۴۴مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۴۵به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۴۶چشم گشایش از خلق نبود به هیچ بابم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۴۷از جام بیخودی کرد ساقی خداپرستم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۴۸با آن که من ندارم کاری به کار مردم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۴۹چون چشم آبگینه، هر چند پاک بینم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۵۰از باد دستی خود ما میکشان خرابیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۵۱می شود از دم زدن خراب وجودم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.