پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۴۸

با آن که من ندارم کاری به کار مردم

دایم کشم کدورت از رهگذار مردم

دنبال خلق گردد خود را کسی که گم کرد

خود را بیاب و بگذر از انتظار مردم

امیدواری خلق عنوان نا امیدی است

زنهار تا نباشی امیدوار مردم

از منت آب حیوان تیغ برهنه گردد

لب تر مساز زنهار از جویبار مردم

بنیاد اعتبارات پا در رکاب باشد

مگذار دل ز خامی بر فخر وعار مردم

در زیر تیغ دایم خون می خورد ز خجلت

هر کس به برگ سبزی شد شرمسار مردم

در چشم عیبجویان ظلمت همیشه فرش است

ز آیینه پشت بیند آیینه دار مردم

از سیر لاله و گل خاطر نمی گشاید

از مردم است صائب باغ و بهار مردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۵۰از باد دستی خود ما میکشان خرابیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۵۱می شود از دم زدن خراب وجودم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۵۲حوصله وصل آن نگار ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۵۳حوصله وصل آن نگار ندارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۵۴سوخته جانم غم وسیله ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۵۵چین ز جبین در مقام جنگ گشایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۵۶به وحشت ز دنیا سلامت گزیدم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۵۷ترم چون حباب از هوایی که دارم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.