پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۳۹

آن طفل یتیمم که شکسته است سبویم

از آب همین گریه تلخی است به جویم

حاشا که پر از می نکند پیر خرابات

روزی که شود خالی ازین مغز کدویم

چون صفحه مسطر زده آید به نظرها

از سیلی بیرحمی اخوان بر رویم

از دایره عشق تو بیرون ننهم پای

گر مه کند از هاله خود طوق گلویم

چون صبح گذشته است ازان چاک دل من

کز رشته تدبیر توان کرد رفویم

آن سوخته جانم که اگر چون شرر از خلق

در سنگ گریزم بتوان یافت به بویم

صائب به دلم باد مرادی نوزیده است

چون غنچه ازان روز که دلبسته اویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۴۱دلم سیاه شد از بس که برکتاب گذشتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۴۲قسم به ساقی کوثر که از شراب گذشتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۴۳ازان گشاده جبین جام پر شراب گرفتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۴۴مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۴۵به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۴۶چشم گشایش از خلق نبود به هیچ بابم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۴۷از جام بیخودی کرد ساقی خداپرستم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۴۸با آن که من ندارم کاری به کار مردم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.