پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۳۸

تا در خم این کارگه شیشه گرانیم

چون طفل در آیینه به حیرت نگرانیم

از رهگذر گوش، صدف کان گهر شد

ما هرزه در ایان همه چون موج زبانیم

در بتکده بیگانه تر از قبله نماییم

در کعبه سبک قدرتر از سنگ نشانیم

تا ترکش افلاک پر از تیر شهاب است

ما بی سر و پایان همه نارنج نشانیم

ما اخگر عشقیم که تا دامن محشر

در توده خاکستر افلاک نهانیم

بسیار سبکروح تر از شبنم صبحیم

هر چند که در چشم تو چون خواب گرانیم

گوشی نخراشیده صدای جرس ما

ما نرم روان قافله ریگ روانیم

چون مور اگر امروز به خاکیم فتاده

فرداست که در دست سلیمان زمانیم

نقش پی ما خضر ره پیشروان است

هر چند که چون گرد ز دنباله روانیم

خونابه دل آتش یاقوت گدازست

مگذار به این آبله ناخن برسانیم

در دیده کامل نظران نور یقینیم

هر چند که در چشم خسان خار گمانیم

رحمت ز سیه کاری ما روی سفیدست

ما سوختگان خال رخ لاله ستانیم

این آن غزل مرشد روم است که فرمود

ما پیله عشقیم که بی برگ جهانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۴۰برون نمی برد از فکر دوست عالم آبم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۴۱دلم سیاه شد از بس که برکتاب گذشتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۴۲قسم به ساقی کوثر که از شراب گذشتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۴۳ازان گشاده جبین جام پر شراب گرفتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۴۴مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۴۵به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۴۶چشم گشایش از خلق نبود به هیچ بابم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۴۷از جام بیخودی کرد ساقی خداپرستم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.