پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۶۶

خضر اینجا خاک می لیسد ز شرم ناکسی

من کیم تا تیغ او گردد به خونم ترزبان؟

غمزه اش را خط پشیمان از دل آزاری نکرد

تیغ را پیچیده کی می گردد از جوهر زبان؟

سعی کن کردارت از گفتار باشد بیشتر

همچو تیغ از جوهر ذاتی مشو یکسر زبان

چون صدف هر کس که دندان بر سر دندان نهد

گوهر شهوار جای حرفش آید بر زبان

جوهر ذاتی بود از لاف دعوی بی نیاز

آبداری بس بود در دانه گوهر زبان

هر که آب روی خجلت را شفیع خود کند

از مروت نیست آوردن گناهش بر زبان

خار را گل ز آتش سوزان سپرداری کند

در پناه مهر خاموشی بود خوشتر زبان

کشتی از موج خطر پیوسته می لرزد به خویش

رفت آسایش ز دل تا گشت بی لنگر زبان

همچو آب گوهر از موج حوادث ایمن است

هر که را در عالم آب است کوته تر زبان

همچو برگی کز هجوم میوه پنهان می شود

هست مستغرق به شکر نعمت حق هر زبان

گفتگوی آن بهشتی روی را بر لب میار

تا نشویی صائب از سرچشمه کوثر زبان

تا به وصف آن دهن شد سبزه خط ترزبان

طوطیان بر خاک می مالند از شکر زبان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۶۸از نگاه خیره چشم یار می گردد گران
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۶۹دیدن بی حاصلان بر آسمان باشد گران
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۷۰بر سر آشفتگان دستار می باشد گران
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۷۱می کند گل زردرویی از شراب دیگران
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۷۲شاخ چون دست کریمان شد زرافشان از خزان
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۷۳خاک را دامان پر زر می کند فصل خزان
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۷۴بر سر بالین بی دردان گل احمر فشان
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۷۵ای فدای چشم مخمور تو خواب عاشقان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.