پرش به محتوای اصلی
خیام

خیام

رباعیات

۱۷۸ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۱ ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۲ این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۳ برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۴ برخیزم و عزمِ بادهٔ ناب کنم
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۵ بر مفرش خاک، خفتگان می‌بینم
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۶ تا چند اسیر عقل هر روزه شویم
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۷ چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۸ خورشید به گِل نَهُفت می‌نتوانم
  9. رباعی شمارهٔ ۱۲۹ دشمن به غلط گفت که من فلسفی‌ام
  10. رباعی شمارهٔ ۱۳۰ ماییم که اصلِ شادی و کانِ غمیم
  11. رباعی شمارهٔ ۱۳۱ من می نه ز بهر تنگدستی نخورم
  12. رباعی شمارهٔ ۱۳۲ من بی می ناب زیستن نتوانم
  13. رباعی شمارهٔ ۱۳۳ هر یک چندی یکی برآید که منم
  14. رباعی شمارهٔ ۱۳۴ یک چند به کودکی به استاد شدیم
  15. رباعی شمارهٔ ۱۳۵ یک روز ز بند عالم آزاد نیم
  16. رباعی شمارهٔ ۱۳۶ از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
  17. رباعی شمارهٔ ۱۳۷ ای دیده اگر کور نئی گور ببین
  18. رباعی شمارهٔ ۱۳۸ برخیز و مخور غم جهان گذران
  19. رباعی شمارهٔ ۱۳۹ چون حاصل آدمی در این شورستان
  20. رباعی شمارهٔ ۱۴۰ رفتم که در این منزلِ بیداد بُدَن
  21. رباعی شمارهٔ ۱۴۱ رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
  22. رباعی شمارهٔ ۱۴۲ قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
  23. رباعی شمارهٔ ۱۴۳ قومی متفکرند اندر ره دین
  24. رباعی شمارهٔ ۱۴۴ گاوی‌ست در آسمان و نامش، پروین
  25. رباعی شمارهٔ ۱۴۵ گر بر فَلَکَم دست بُدی چون یَزدان
  26. رباعی شمارهٔ ۱۴۶ مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان
  27. رباعی شمارهٔ ۱۴۷ می خوردن و گرد نیکوان گردیدن
  28. رباعی شمارهٔ ۱۴۸ نتوان دل شاد را به غم فرسودن
  29. رباعی شمارهٔ ۱۴۹ آن قصر که با چرخ همی‌ زد پهلو
  30. رباعی شمارهٔ ۱۵۰ از آمدن و رفتن ما سودی کو؟
  31. رباعی شمارهٔ ۱۵۱ از تن چو برفت جان پاک من و تو
  32. رباعی شمارهٔ ۱۵۲ می‌ خور که فلک بهر هلاک من و تو
  33. رباعی شمارهٔ ۱۵۳ از هرچه بجز می است کوتاهی به
  34. رباعی شمارهٔ ۱۵۴ بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
  35. رباعی شمارهٔ ۱۵۵ تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
  36. رباعی شمارهٔ ۱۵۶ یک جُرعه میِ کُهَن ز مُلکی نو به
  37. رباعی شمارهٔ ۱۵۷ آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
  38. رباعی شمارهٔ ۱۵۸ از آمدن بهار و از رفتن دی
  39. رباعی شمارهٔ ۱۵۹ از کوزه‌گری کوزه خریدم باری
  40. رباعی شمارهٔ ۱۶۰ ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی
  41. رباعی شمارهٔ ۱۶۱ ای دل تو به اسرار معما نرسی
  42. رباعی شمارهٔ ۱۶۲ ای دوست حقیقت شنو از من سخنی
  43. رباعی شمارهٔ ۱۶۳ ای کاش که جای آرمیدن بودی
  44. رباعی شمارهٔ ۱۶۴ بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی
  45. رباعی شمارهٔ ۱۶۵ بر شاخ امید اگر بری یافتمی
  46. رباعی شمارهٔ ۱۶۶ بر گیر پیاله و سبو ای دلجوی
  47. رباعی شمارهٔ ۱۶۷ پیری دیدم به خانهٔ خماری
  48. رباعی شمارهٔ ۱۶۸ تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی
  49. رباعی شمارهٔ ۱۶۹ چندان که نگاه می‌کنم هر سویی
  50. رباعی شمارهٔ ۱۷۰ خوش باش که پخته‌اند سودای تو دی
  51. رباعی شمارهٔ ۱۷۱ در کارگه کوزه‌گری کردم رای
  52. رباعی شمارهٔ ۱۷۲ در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی
  53. رباعی شمارهٔ ۱۷۳ زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری
  54. رباعی شمارهٔ ۱۷۴ گر آمدنم به خود بُدی، نآمدمی
  55. رباعی شمارهٔ ۱۷۵ گر دست دهد ز مغز گندم، نانی
  56. رباعی شمارهٔ ۱۷۶ گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی
  57. رباعی شمارهٔ ۱۷۷ هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری
  58. رباعی شمارهٔ ۱۷۸ هنگام صبوح ای صنمِ فرخ‌پی

متن اشعار به نقل از گنجور.