پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۰

رفتم که در این منزلِ بیداد بُدَن

در دست نخواهد بجز از باد بُدَن

آن را باید به مرگِ من شاد بُدَن

کز دستِ اجل تواند آزاد بُدَن

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۲قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
  2. رباعی شمارهٔ ۱۴۳قومی متفکرند اندر ره دین
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۴گاوی‌ست در آسمان و نامش، پروین
  4. رباعی شمارهٔ ۱۴۵گر بر فَلَکَم دست بُدی چون یَزدان
  5. رباعی شمارهٔ ۱۴۶مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان
  6. رباعی شمارهٔ ۱۴۷می خوردن و گرد نیکوان گردیدن
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴۸نتوان دل شاد را به غم فرسودن
  8. رباعی شمارهٔ ۱۴۹آن قصر که با چرخ همی‌ زد پهلو
همه‌ی رباعیات ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.