پرش به محتوای اصلی
خیام

خیام

رباعیات

۱۷۸ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱ برخیز بُتا، بیا ز بهر دل ما
  2. رباعی شمارهٔ ۲ چون عهده نمی‌شود کسی فردا را
  3. رباعی شمارهٔ ۳ قرآن که مهین کلام خوانند آن را
  4. رباعی شمارهٔ ۴ گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را
  5. رباعی شمارهٔ ۵ هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
  6. رباعی شمارهٔ ۶ ماییم و می و مُطرب و این کنجِ خراب
  7. رباعی شمارهٔ ۷ آن قصر که جمشید در او جام گرفت
  8. رباعی شمارهٔ ۸ ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست
  9. رباعی شمارهٔ ۹ اکنون که گل سعادتت پربار است
  10. رباعی شمارهٔ ۱۰ امروز تو را دسترس فردا نیست
  11. رباعی شمارهٔ ۱۱ ای آمده از عالم روحانی تفت
  12. رباعی شمارهٔ ۱۲ ای چرخ فلک! خرابی از کینهٔ توست
  13. رباعی شمارهٔ ۱۳ ای دل! چو زمانه می‌کند غمناکت
  14. رباعی شمارهٔ ۱۴ این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْت
  15. رباعی شمارهٔ ۱۵ این کوزه چو من عاشقِ زاری بوده‌ست
  16. رباعی شمارهٔ ۱۶ این کوزه که آبخوارهٔ مزدوری‌ست
  17. رباعی شمارهٔ ۱۷ این کهنه رباط را که عالم نام است
  18. رباعی شمارهٔ ۱۸ این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
  19. رباعی شمارهٔ ۱۹ بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش است
  20. رباعی شمارهٔ ۲۰ پیش از من و تو لیل و نهاری بوده‌ست
  21. رباعی شمارهٔ ۲۱ تا چند زنم به روی دریاها خشت
  22. رباعی شمارهٔ ۲۲ ترکیبِ پیاله‌ای که در هم پیوست
  23. رباعی شمارهٔ ۲۳ ترکیب طبایع چو به کام تو دمی‌ست
  24. رباعی شمارهٔ ۲۴ چون ابر به نوروز رخِ لاله بِشُسْت
  25. رباعی شمارهٔ ۲۵ چون بلبل مست راه در بستان یافت
  26. رباعی شمارهٔ ۲۶ چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشت
  27. رباعی شمارهٔ ۲۷ چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
  28. رباعی شمارهٔ ۲۸ چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
  29. رباعی شمارهٔ ۲۹ چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست
  30. رباعی شمارهٔ ۳۰ خاکی که به زیر پای هر نادانی‌ست
  31. رباعی شمارهٔ ۳۱ دارنده چو ترکیب طبایع آراست
  32. رباعی شمارهٔ ۳۲ در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
  33. رباعی شمارهٔ ۳۳ در خواب بُدَم، مرا خردمندی گفت
  34. رباعی شمارهٔ ۳۴ در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست
  35. رباعی شمارهٔ ۳۵ در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
  36. رباعی شمارهٔ ۳۶ دریاب که از روح جدا خواهی رفت
  37. رباعی شمارهٔ ۳۷ ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ست
  38. رباعی شمارهٔ ۳۸ عمری‌ست مرا تیره و کاری‌ست نه راست
  39. رباعی شمارهٔ ۳۹ فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
  40. رباعی شمارهٔ ۴۰ گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْته‌ست
  41. رباعی شمارهٔ ۴۱ گویند کسان بهشت با حور خوش است
  42. رباعی شمارهٔ ۴۲ گویند مرا که‌ دوزخی باشد مست‌
  43. رباعی شمارهٔ ۴۳ من هیچ ندانم که مرا آن‌که سرشت
  44. رباعی شمارهٔ ۴۴ مهتاب به نور دامن شب بشکافت
  45. رباعی شمارهٔ ۴۵ می‌خوردن و شادبودن، آیینِ من است
  46. رباعی شمارهٔ ۴۶ می لعل مذاب است و صراحی کان است
  47. رباعی شمارهٔ ۴۷ می نوش که عمر جاودانی این است
  48. رباعی شمارهٔ ۴۸ نیکی و بدی که در نهاد بشر است
  49. رباعی شمارهٔ ۴۹ در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست
  50. رباعی شمارهٔ ۵۰ هر ذره که در خاک زمینی بوده‌ست
  51. رباعی شمارهٔ ۵۱ هر سبزه که بر کنار جویی رسته‌ست
  52. رباعی شمارهٔ ۵۲ یک جرعهٔ می ز ملک کاووس به است
  53. رباعی شمارهٔ ۵۳ چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ
  54. رباعی شمارهٔ ۵۴ آنان که محیط فضل و آداب شدند
  55. رباعی شمارهٔ ۵۵ آن را که به صحرای علل تاخته‌اند
  56. رباعی شمارهٔ ۵۶ آن‌ها که کهن شدند و این‌ها که نُوَند
  57. رباعی شمارهٔ ۵۷ آن‌کس که زمین و چرخ و افلاک نهاد
  58. رباعی شمارهٔ ۵۸ آرند یکی و دیگری بربایند
  59. رباعی شمارهٔ ۵۹ اَجْرام که ساکنانِ این ایوان‌اند
  60. رباعی شمارهٔ ۶۰ از آمدنم نبود گردون را سود

متن اشعار به نقل از گنجور.