پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۱

گویند کسان بهشت با حور خوش است

من می‌گویم که آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار

که‌آواز دهل شنیدن از دور خوش است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۳من هیچ ندانم که مرا آن‌که سرشت
  2. رباعی شمارهٔ ۴۴مهتاب به نور دامن شب بشکافت
  3. رباعی شمارهٔ ۴۵می‌خوردن و شادبودن، آیینِ من است
  4. رباعی شمارهٔ ۴۶می لعل مذاب است و صراحی کان است
  5. رباعی شمارهٔ ۴۷می نوش که عمر جاودانی این است
  6. رباعی شمارهٔ ۴۸نیکی و بدی که در نهاد بشر است
  7. رباعی شمارهٔ ۴۹در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست
  8. رباعی شمارهٔ ۵۰هر ذره که در خاک زمینی بوده‌ست
همه‌ی رباعیات ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.