پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۵

چون بلبل مست راه در بستان یافت

روی گل و جام باده را خندان یافت

آمد به زبان حال در گوشم گفت

«دریاب که عمر رفته را نتوان یافت»

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۷چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
  2. رباعی شمارهٔ ۲۸چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
  3. رباعی شمارهٔ ۲۹چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۰خاکی که به زیر پای هر نادانی‌ست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۱دارنده چو ترکیب طبایع آراست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۲در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۳در خواب بُدَم، مرا خردمندی گفت
  8. رباعی شمارهٔ ۳۴در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست
همه‌ی رباعیات ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.