پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۲

در پردۀ اسرار کسی را ره نیست

زین تعبیه، جانِ هیچ کس آگه نیست

جز در دلِ خاک هیچ منزلگه نیست

مِی خور که چنین فسانه‌ها کوته نیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۴در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۵در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
  3. رباعی شمارهٔ ۳۶دریاب که از روح جدا خواهی رفت
  4. رباعی شمارهٔ ۳۷ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۸عمری‌ست مرا تیره و کاری‌ست نه راست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۹فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
  7. رباعی شمارهٔ ۴۰گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْته‌ست
  8. رباعی شمارهٔ ۴۱گویند کسان بهشت با حور خوش است
همه‌ی رباعیات ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.