پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۸

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست

نتوان به امید شَک همه عمر نشست

هان تا ننهیم جامِ مِی از کف دست

در بی‌خبری، مَرد، چه هشیار و چه مست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۰خاکی که به زیر پای هر نادانی‌ست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۱دارنده چو ترکیب طبایع آراست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۲در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۳در خواب بُدَم، مرا خردمندی گفت
  5. رباعی شمارهٔ ۳۴در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۵در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
  7. رباعی شمارهٔ ۳۶دریاب که از روح جدا خواهی رفت
  8. رباعی شمارهٔ ۳۷ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ست
همه‌ی رباعیات ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.