پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۵

این کوزه چو من عاشقِ زاری بوده‌ست

در بندِ سرِ زلفِ نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردنِ او می‌بینی

دستی‌ست که بر گردنِ یاری بوده‌ست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۷این کهنه رباط را که عالم نام است
  2. رباعی شمارهٔ ۱۸این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
  3. رباعی شمارهٔ ۱۹بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش است
  4. رباعی شمارهٔ ۲۰پیش از من و تو لیل و نهاری بوده‌ست
  5. رباعی شمارهٔ ۲۱تا چند زنم به روی دریاها خشت
  6. رباعی شمارهٔ ۲۲ترکیبِ پیاله‌ای که در هم پیوست
  7. رباعی شمارهٔ ۲۳ترکیب طبایع چو به کام تو دمی‌ست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۴چون ابر به نوروز رخِ لاله بِشُسْت
همه‌ی رباعیات ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.