پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۶۷

پیری دیدم به خانهٔ خماری

گفتم نکنی ز رفتگان اخباری

گفتا می خور که همچو ما بسیاری

رفتند و خبر باز نیامد باری

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۶۹چندان که نگاه می‌کنم هر سویی
  2. رباعی شمارهٔ ۱۷۰خوش باش که پخته‌اند سودای تو دی
  3. رباعی شمارهٔ ۱۷۱در کارگه کوزه‌گری کردم رای
  4. رباعی شمارهٔ ۱۷۲در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی
  5. رباعی شمارهٔ ۱۷۳زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷۴گر آمدنم به خود بُدی، نآمدمی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۷۵گر دست دهد ز مغز گندم، نانی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۷۶گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی
همه‌ی رباعیات ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.