پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

رباعیات

۳۰۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ هر لحظه شکن بر شکن مو مفکن
  2. شمارهٔ ۲۴۲ آن سرو سهی چو خیمه می زد بیرون
  3. شمارهٔ ۲۴۳ ای دل چو بنامه می دهی شرح جنون
  4. شمارهٔ ۲۴۴ ای شعر خوشت نتیجه ی جان سخن
  5. شمارهٔ ۲۴۵ گفتند که در کوی خرابات مرو
  6. شمارهٔ ۲۴۶ ای رافع نه منظره ی شش در تو
  7. شمارهٔ ۲۴۷ ای خاتم ملکت بقا را جم تو
  8. شمارهٔ ۲۴۸ بر بود دلم یک نظر از منظر او
  9. شمارهٔ ۲۴۹ ای کام دل از جنّت اعلی همه تو
  10. شمارهٔ ۲۵۰ پیری دیدیم جمله ی وردش یا هو
  11. شمارهٔ ۲۵۱ ای بسته دم عیسی مریم دم تو
  12. شمارهٔ ۲۵۲ تو کعبه قدسی و روان زمزم تو
  13. شمارهٔ ۲۵۳ نارست جهان بگرد پیراهن او
  14. شمارهٔ ۲۵۴ ای طوطی روح را غذا شکّر تو
  15. شمارهٔ ۲۵۵ چون لعبت باغ پرده بگشود از رو
  16. شمارهٔ ۲۵۶ گر باز نبینیم رخ چون خور او
  17. شمارهٔ ۲۵۷ رفتم بعراق بر در جانانه
  18. شمارهٔ ۲۵۸ ای لفظ ترا لؤلؤ لالا بنده
  19. شمارهٔ ۲۵۹ گنجست غم عشقش و دل دیوانه
  20. شمارهٔ ۲۶۰ گفتم که چو رویت چه بود گفت که ماه
  21. شمارهٔ ۲۶۱ گفتم چه زنم در غم تو گفت که آه
  22. شمارهٔ ۲۶۲ ای برده ضمیرت از مه و مهر فَرِه
  23. شمارهٔ ۲۶۳ آنکو ز بنفشه بر گل افکنده زره
  24. شمارهٔ ۲۶۴ ماهی که ببرد از مه و خورشید فَرِه
  25. شمارهٔ ۲۶۵ بیمار غم تو گر نگردد به به
  26. شمارهٔ ۲۶۶ تا غالیه بر برگ سمن بیخته ئی
  27. شمارهٔ ۲۶۷ گر صد رهم از خویش جدا داشته ئی
  28. شمارهٔ ۲۶۸ در میکده گرنه پای بند میمی
  29. شمارهٔ ۲۶۹ گفتم جانم گفت ز جان سیر برای
  30. شمارهٔ ۲۷۰ در ساغر زر لعل بدخشان داری
  31. شمارهٔ ۲۷۱ گفتم چشمت گفت مکن بی بصری
  32. شمارهٔ ۲۷۲ گفتم قمرت گفت بچشمش گردی
  33. شمارهٔ ۲۷۳ گفتم جانم گفت بمیر ار مردی
  34. شمارهٔ ۲۷۴ گر با تو فلک دم زند از سرداری
  35. شمارهٔ ۲۷۵ گفتم چه کند دفع غمم گفت که می
  36. شمارهٔ ۲۷۶ ای آنکه به رخ آتش و گیسو عودی
  37. شمارهٔ ۲۷۷ ای دل تو مرا درین عذاب افکندی
  38. شمارهٔ ۲۷۸ آن لحظه که سر مست من بی سر و پای
  39. شمارهٔ ۲۷۹ ای شمع اگر سر نفرازی چه کنی
  40. شمارهٔ ۲۸۰ گر طرّه ی مشکبار بر رو فکنی
  41. شمارهٔ ۲۸۱ بودی که کسی از تو نشانم دادی
  42. شمارهٔ ۲۸۲ روح ملکی ساجد و مسجود توئی
  43. شمارهٔ ۲۸۳ ای آنک تو مانی و نمانی بکسی
  44. شمارهٔ ۲۸۴ ای پیکرم از مهر مهی ماه نوی
  45. شمارهٔ ۲۸۵ بی یار هزار باغ و گلشن بجوی
  46. شمارهٔ ۲۸۶ دی صبحدم آن غیرت سرو چمنی
  47. شمارهٔ ۲۸۷ می آیم و در بروی من می بندی
  48. شمارهٔ ۲۸۸ شرطست دلا کز سر جان برخیزی
  49. شمارهٔ ۲۸۹ ای دیده زانوار تو موسی قبسی
  50. شمارهٔ ۲۹۰ ای خواجه که سرمایه دین ودادی
  51. شمارهٔ ۲۹۱ ای پیک مبارک ز کجا می آئی
  52. شمارهٔ ۲۹۲ ای بنده ی درگاه تو هر آزادی
  53. شمارهٔ ۲۹۳ تا چند ز مهر مه آن غالیه موی
  54. شمارهٔ ۲۹۴ رفت آنک به باغ و راغ کردیمی جای
  55. شمارهٔ ۲۹۵ هر چند که در ملک فصاحت میری
  56. شمارهٔ ۲۹۶ هر چند که ما را فلک بی سر و پای
  57. شمارهٔ ۲۹۷ در حال من از نگاه ازین به نکنی
  58. شمارهٔ ۲۹۸ ای غرّه بفضل و خالی از دانائی
  59. شمارهٔ ۲۹۹ ای حلقه که هم پای سر اندازانی
  60. شمارهٔ ۳۰۰ ای مشک تتار از سر زلفت تاری

متن اشعار به نقل از گنجور.