پرش به محتوای اصلی
خاقانی

خاقانی

رباعیات

۳۵۱ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱ بی زحمت تو با تو وصالی است مرا
  2. رباعی شمارهٔ ۲ غم کرد ریاضِ جان، مه و سال مرا
  3. رباعی شمارهٔ ۳ دل خاصِ تو و من، تنِ تنها اینجا
  4. رباعی شمارهٔ ۴ ای دوست غم تو سر به سر سوخت مرا
  5. رباعی شمارهٔ ۵ عشق تو بکشت عالم و عامی را
  6. رباعی شمارهٔ ۶ می‌ساخت چو صبح لاله‌گون رنگ هوا
  7. رباعی شمارهٔ ۷ عیسی‌لب و آفتاب‌روئی پسرا
  8. رباعی شمارهٔ ۸ ای تیر هنر صهیل و برجیس لقا
  9. رباعی شمارهٔ ۹ پذرفت سه بوس از لب شیرین ما را
  10. رباعی شمارهٔ ۱۰ ای دوست اگر صاحب فقری و فنا
  11. رباعی شمارهٔ ۱۱ از من شب هجر می‌بپرسید حباب
  12. رباعی شمارهٔ ۱۲ سنگ اندر بر بسی دویدیم چو آب
  13. رباعی شمارهٔ ۱۳ بختی دارم چو چشم خسرو همه خواب
  14. رباعی شمارهٔ ۱۴ ای تیغ تو آب روشن و آتش ناب
  15. رباعی شمارهٔ ۱۵ خاقانی را ز بس که بوسید آن لب
  16. رباعی شمارهٔ ۱۶ طوطی‌دم دینارنشان است آن لب
  17. رباعی شمارهٔ ۱۷ گر من به وفای عشق آن حورنسب
  18. رباعی شمارهٔ ۱۸ از عشق بهار و بلبل و جام طرب
  19. رباعی شمارهٔ ۱۹ آمد به چمن مرغ صراحی به شغب
  20. رباعی شمارهٔ ۲۰ خاقانی اگرچه در سخن مردوَش است
  21. رباعی شمارهٔ ۲۱ خاقانی اگر ز راحتت رنگی نیست
  22. رباعی شمارهٔ ۲۲ گم شد دل خاقانی و جان بر دویَک است
  23. رباعی شمارهٔ ۲۳ آب جگرم به آتش غم برخاست
  24. رباعی شمارهٔ ۲۴ خاقانی اگر نقش دلت داغ یکی است
  25. رباعی شمارهٔ ۲۵ ای گوهر گم‌بوده کجا جوئیمت
  26. رباعی شمارهٔ ۲۶ کس از رخ چون ماه تو بر برنگرفت
  27. رباعی شمارهٔ ۲۷ دستی که گرفتی سر آن زلف چو شَست
  28. رباعی شمارهٔ ۲۸ خاقانی از آن ریزشِ همّت که تو راست
  29. رباعی شمارهٔ ۲۹ کرمی که چو زاهدان خورد برگ درخت
  30. رباعی شمارهٔ ۳۰ چه آتش و چه خیانت از روی صفات
  31. رباعی شمارهٔ ۳۱ از فیض خیالت چمن سینه شکفت
  32. رباعی شمارهٔ ۳۲ گر عهد جوانی چو فلک سرکش نیست
  33. رباعی شمارهٔ ۳۳ زنّار خطی عید مسیحا رویت
  34. رباعی شمارهٔ ۳۴ در غصه مرا جمله جوانی بگذشت
  35. رباعی شمارهٔ ۳۵ در ظاهر اگر دست نظر کوتاه است
  36. رباعی شمارهٔ ۳۶ گردون حشمی ز پایهٔ رفعت اوست
  37. رباعی شمارهٔ ۳۷ مسکین دلم از خلق وفائی می‌جست
  38. رباعی شمارهٔ ۳۸ از هر نظری بولهبی در پیش است
  39. رباعی شمارهٔ ۳۹ مسکین تن شمع از دل ناپاک بسوخت
  40. رباعی شمارهٔ ۴۰ خاقانی را دل تف از درد بسوخت
  41. رباعی شمارهٔ ۴۱ خاکی دلم ای بت ز نهان بازفرست
  42. رباعی شمارهٔ ۴۲ داغم به دل از دو گوهر نایاب است
  43. رباعی شمارهٔ ۴۳ بر جان من از بار بلا چیست که نیست
  44. رباعی شمارهٔ ۴۴ گر سایهٔ من گران بود در نظرت
  45. رباعی شمارهٔ ۴۵ سلطان ز در قونیه فرمان رانده است
  46. رباعی شمارهٔ ۴۶ بینی کله شاه که مه قوقهٔ اوست
  47. رباعی شمارهٔ ۴۷ چون سقف تو سایه نکند قاعده چیست
  48. رباعی شمارهٔ ۴۸ خاقانی را شکسته دیدی به درست
  49. رباعی شمارهٔ ۴۹ نونو دلم از درد کهن ایمن نیست
  50. رباعی شمارهٔ ۵۰ صبح شب برنائی من بوالعجب است
  51. رباعی شمارهٔ ۵۱ خاقانی اگر خرد سر ترا یار است
  52. رباعی شمارهٔ ۵۲ ملاح که بهر ماه من مهد آراست
  53. رباعی شمارهٔ ۵۳ تندی کنی و خیره کشیت آئین است
  54. رباعی شمارهٔ ۵۴ آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت
  55. رباعی شمارهٔ ۵۵ در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست
  56. رباعی شمارهٔ ۵۶ مرغی که نوای درد راند عشق است
  57. رباعی شمارهٔ ۵۷ عشق آمد و عقل رفت و منزل بگذاشت
  58. رباعی شمارهٔ ۵۸ با یار سر انداختنم سود نداشت
  59. رباعی شمارهٔ ۵۹ از عشق لب تو بیش تیمارم نیست
  60. رباعی شمارهٔ ۶۰ گرچه صنما همدم عیسی است دمت

متن اشعار به نقل از گنجور.