پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۰

ای دوست اگر صاحب فقری و فنا

باید که شعورت نبود جز به خدا

چون علم تو هم داخل غیر است و سِویٰ

باید که به علم هم نباشی دانا

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲سنگ اندر بر بسی دویدیم چو آب
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳بختی دارم چو چشم خسرو همه خواب
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴ای تیغ تو آب روشن و آتش ناب
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵خاقانی را ز بس که بوسید آن لب
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶طوطی‌دم دینارنشان است آن لب
  6. رباعی شمارهٔ ۱۷گر من به وفای عشق آن حورنسب
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸از عشق بهار و بلبل و جام طرب
  8. رباعی شمارهٔ ۱۹آمد به چمن مرغ صراحی به شغب
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.