فهرست اشعار
- رباعی شمارهٔ ۱ بی زحمت تو با تو وصالی است مرا
- رباعی شمارهٔ ۲ غم کرد ریاضِ جان، مه و سال مرا
- رباعی شمارهٔ ۳ دل خاصِ تو و من، تنِ تنها اینجا
- رباعی شمارهٔ ۴ ای دوست غم تو سر به سر سوخت مرا
- رباعی شمارهٔ ۵ عشق تو بکشت عالم و عامی را
- رباعی شمارهٔ ۶ میساخت چو صبح لالهگون رنگ هوا
- رباعی شمارهٔ ۷ عیسیلب و آفتابروئی پسرا
- رباعی شمارهٔ ۸ ای تیر هنر صهیل و برجیس لقا
- رباعی شمارهٔ ۹ پذرفت سه بوس از لب شیرین ما را
- رباعی شمارهٔ ۱۰ ای دوست اگر صاحب فقری و فنا
- رباعی شمارهٔ ۱۱ از من شب هجر میبپرسید حباب
- رباعی شمارهٔ ۱۲ سنگ اندر بر بسی دویدیم چو آب
- رباعی شمارهٔ ۱۳ بختی دارم چو چشم خسرو همه خواب
- رباعی شمارهٔ ۱۴ ای تیغ تو آب روشن و آتش ناب
- رباعی شمارهٔ ۱۵ خاقانی را ز بس که بوسید آن لب
- رباعی شمارهٔ ۱۶ طوطیدم دینارنشان است آن لب
- رباعی شمارهٔ ۱۷ گر من به وفای عشق آن حورنسب
- رباعی شمارهٔ ۱۸ از عشق بهار و بلبل و جام طرب
- رباعی شمارهٔ ۱۹ آمد به چمن مرغ صراحی به شغب
- رباعی شمارهٔ ۲۰ خاقانی اگرچه در سخن مردوَش است
- رباعی شمارهٔ ۲۱ خاقانی اگر ز راحتت رنگی نیست
- رباعی شمارهٔ ۲۲ گم شد دل خاقانی و جان بر دویَک است
- رباعی شمارهٔ ۲۳ آب جگرم به آتش غم برخاست
- رباعی شمارهٔ ۲۴ خاقانی اگر نقش دلت داغ یکی است
- رباعی شمارهٔ ۲۵ ای گوهر گمبوده کجا جوئیمت
- رباعی شمارهٔ ۲۶ کس از رخ چون ماه تو بر برنگرفت
- رباعی شمارهٔ ۲۷ دستی که گرفتی سر آن زلف چو شَست
- رباعی شمارهٔ ۲۸ خاقانی از آن ریزشِ همّت که تو راست
- رباعی شمارهٔ ۲۹ کرمی که چو زاهدان خورد برگ درخت
- رباعی شمارهٔ ۳۰ چه آتش و چه خیانت از روی صفات
- رباعی شمارهٔ ۳۱ از فیض خیالت چمن سینه شکفت
- رباعی شمارهٔ ۳۲ گر عهد جوانی چو فلک سرکش نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۳ زنّار خطی عید مسیحا رویت
- رباعی شمارهٔ ۳۴ در غصه مرا جمله جوانی بگذشت
- رباعی شمارهٔ ۳۵ در ظاهر اگر دست نظر کوتاه است
- رباعی شمارهٔ ۳۶ گردون حشمی ز پایهٔ رفعت اوست
- رباعی شمارهٔ ۳۷ مسکین دلم از خلق وفائی میجست
- رباعی شمارهٔ ۳۸ از هر نظری بولهبی در پیش است
- رباعی شمارهٔ ۳۹ مسکین تن شمع از دل ناپاک بسوخت
- رباعی شمارهٔ ۴۰ خاقانی را دل تف از درد بسوخت
- رباعی شمارهٔ ۴۱ خاکی دلم ای بت ز نهان بازفرست
- رباعی شمارهٔ ۴۲ داغم به دل از دو گوهر نایاب است
- رباعی شمارهٔ ۴۳ بر جان من از بار بلا چیست که نیست
- رباعی شمارهٔ ۴۴ گر سایهٔ من گران بود در نظرت
- رباعی شمارهٔ ۴۵ سلطان ز در قونیه فرمان رانده است
- رباعی شمارهٔ ۴۶ بینی کله شاه که مه قوقهٔ اوست
- رباعی شمارهٔ ۴۷ چون سقف تو سایه نکند قاعده چیست
- رباعی شمارهٔ ۴۸ خاقانی را شکسته دیدی به درست
- رباعی شمارهٔ ۴۹ نونو دلم از درد کهن ایمن نیست
- رباعی شمارهٔ ۵۰ صبح شب برنائی من بوالعجب است
- رباعی شمارهٔ ۵۱ خاقانی اگر خرد سر ترا یار است
- رباعی شمارهٔ ۵۲ ملاح که بهر ماه من مهد آراست
- رباعی شمارهٔ ۵۳ تندی کنی و خیره کشیت آئین است
- رباعی شمارهٔ ۵۴ آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت
- رباعی شمارهٔ ۵۵ در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست
- رباعی شمارهٔ ۵۶ مرغی که نوای درد راند عشق است
- رباعی شمارهٔ ۵۷ عشق آمد و عقل رفت و منزل بگذاشت
- رباعی شمارهٔ ۵۸ با یار سر انداختنم سود نداشت
- رباعی شمارهٔ ۵۹ از عشق لب تو بیش تیمارم نیست
- رباعی شمارهٔ ۶۰ گرچه صنما همدم عیسی است دمت
متن اشعار به نقل از گنجور.