پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۰

خاقانی اگرچه در سخن مردوَش است

در دست مخنثان عجب دستخَوش است

خود هر هنری که مرد ازو زهرچش است

انگشت نمای نیست، انگشت‌کش است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۲گم شد دل خاقانی و جان بر دویَک است
  2. رباعی شمارهٔ ۲۳آب جگرم به آتش غم برخاست
  3. رباعی شمارهٔ ۲۴خاقانی اگر نقش دلت داغ یکی است
  4. رباعی شمارهٔ ۲۵ای گوهر گم‌بوده کجا جوئیمت
  5. رباعی شمارهٔ ۲۶کس از رخ چون ماه تو بر برنگرفت
  6. رباعی شمارهٔ ۲۷دستی که گرفتی سر آن زلف چو شَست
  7. رباعی شمارهٔ ۲۸خاقانی از آن ریزشِ همّت که تو راست
  8. رباعی شمارهٔ ۲۹کرمی که چو زاهدان خورد برگ درخت
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.