پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۶

بینی کله شاه که مه قوقهٔ اوست

گیتیش بگنجدی نگنجد در پوست

عفریت ستم زو که سلیمان نیروست

دربند چو کوزهٔ فقع بسته گلوست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۸خاقانی را شکسته دیدی به درست
  2. رباعی شمارهٔ ۴۹نونو دلم از درد کهن ایمن نیست
  3. رباعی شمارهٔ ۵۰صبح شب برنائی من بوالعجب است
  4. رباعی شمارهٔ ۵۱خاقانی اگر خرد سر ترا یار است
  5. رباعی شمارهٔ ۵۲ملاح که بهر ماه من مهد آراست
  6. رباعی شمارهٔ ۵۳تندی کنی و خیره کشیت آئین است
  7. رباعی شمارهٔ ۵۴آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت
  8. رباعی شمارهٔ ۵۵در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.