پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۵۲

ملاح که بهر ماه من مهد آراست

گفتی کشتی مرا چو کشتی شد راست

چندان خبرم بود که او کشتی خواست

در آب نشست و آتش از من برخاست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۵۴آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت
  2. رباعی شمارهٔ ۵۵در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست
  3. رباعی شمارهٔ ۵۶مرغی که نوای درد راند عشق است
  4. رباعی شمارهٔ ۵۷عشق آمد و عقل رفت و منزل بگذاشت
  5. رباعی شمارهٔ ۵۸با یار سر انداختنم سود نداشت
  6. رباعی شمارهٔ ۵۹از عشق لب تو بیش تیمارم نیست
  7. رباعی شمارهٔ ۶۰گرچه صنما همدم عیسی است دمت
  8. رباعی شمارهٔ ۶۱از خوی تو خسته‌ایم و از هجرانت
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.