پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۱

از فیض خیالت چمن سینه شکفت

از دیدن رویت گل آئینه شکفت

چون صبح لب از خندهٔ جاوید نبست

هر گل که ز باغ دل بی‌کینه شکفت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۳زنّار خطی عید مسیحا رویت
  2. رباعی شمارهٔ ۳۴در غصه مرا جمله جوانی بگذشت
  3. رباعی شمارهٔ ۳۵در ظاهر اگر دست نظر کوتاه است
  4. رباعی شمارهٔ ۳۶گردون حشمی ز پایهٔ رفعت اوست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۷مسکین دلم از خلق وفائی می‌جست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۸از هر نظری بولهبی در پیش است
  7. رباعی شمارهٔ ۳۹مسکین تن شمع از دل ناپاک بسوخت
  8. رباعی شمارهٔ ۴۰خاقانی را دل تف از درد بسوخت
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.