پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۰

خاقانی را دل تف از درد بسوخت

صبر آمد و لختی غم دل خَورد بسوخت

پروانه چو شمع را دلی سوخته دید

با سوخته‌ای موافقت کرد بسوخت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۲داغم به دل از دو گوهر نایاب است
  2. رباعی شمارهٔ ۴۳بر جان من از بار بلا چیست که نیست
  3. رباعی شمارهٔ ۴۴گر سایهٔ من گران بود در نظرت
  4. رباعی شمارهٔ ۴۵سلطان ز در قونیه فرمان رانده است
  5. رباعی شمارهٔ ۴۶بینی کله شاه که مه قوقهٔ اوست
  6. رباعی شمارهٔ ۴۷چون سقف تو سایه نکند قاعده چیست
  7. رباعی شمارهٔ ۴۸خاقانی را شکسته دیدی به درست
  8. رباعی شمارهٔ ۴۹نونو دلم از درد کهن ایمن نیست
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.