پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

۳۴۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ همّت آن است که در پیش کرم، دون نشود
  2. شمارهٔ ۱۸۲ تقلید من فزونی یاران نمی شود
  3. شمارهٔ ۱۸۳ مباد، نفس ز قید خرد گشاده شود
  4. شمارهٔ ۱۸۴ هما که بال و پر خویش سایبان تو دارد
  5. شمارهٔ ۱۸۵ کی ترک مکر و حیله به احباب می کند؟
  6. شمارهٔ ۱۸۶ آن مشکبو غزال ز چشمم گذار کرد
  7. شمارهٔ ۱۸۷ صحرانورد وحشتم، آن خط و خال کرد
  8. شمارهٔ ۱۸۸ این عشق تازه دیده به اشکم دچار کرد
  9. شمارهٔ ۱۸۹ پریشانی ز احسان، بحر بی پایان نمی بیند
  10. شمارهٔ ۱۹۰ کسی درد سخن، تا دل نگردد خون چه می داند؟
  11. شمارهٔ ۱۹۱ چون نقش آن خط و خال، لوح خیال گیرد
  12. شمارهٔ ۱۹۲ دل از وحشت سرای عالم غدّار می گیرد
  13. شمارهٔ ۱۹۳ از روی لاله رنگ تو خون جوش می زند
  14. شمارهٔ ۱۹۴ این باخته نقشان که درین خانهٔ تنگند
  15. شمارهٔ ۱۹۵ یکایک از نظرم نور پیکران رفتند
  16. شمارهٔ ۱۹۶ گرچه در بزم جهان، گردن میناست بلند
  17. شمارهٔ ۱۹۷ شور مستی از دل دیوانهٔ ما شد بلند
  18. شمارهٔ ۱۹۸ تا حرفی از آن لعل می آلود برآمد
  19. شمارهٔ ۱۹۹ از نالهٔ من خامه خوش آهنگ برآمد
  20. شمارهٔ ۲۰۰ سختی به ضعیفان جهان بی سبب آید
  21. شمارهٔ ۲۰۱ صفای عارضش، رنگ از رخ مهتاب بزداید
  22. شمارهٔ ۲۰۲ مکن کاری که حرفی از زبان من برون آید
  23. شمارهٔ ۲۰۳ به دل گفتم که خواهد غمزهٔ نامهربان آمد
  24. شمارهٔ ۲۰۴ ز هر چاکی که دارد سینه من، بوی خون آید
  25. شمارهٔ ۲۰۵ گیاه خرّمی از تربت پاکم نمی روید
  26. شمارهٔ ۲۰۶ درنگ ازکاروان ما سبکباران نمی آید
  27. شمارهٔ ۲۰۷ مداوای جنون از دیده بی‌خواب می‌آید
  28. شمارهٔ ۲۰۸ وجود کاملان بر ناقصان دشوار می‌آید
  29. شمارهٔ ۲۰۹ ز معراج خریّت، خواجه سنگین بار می‌آید
  30. شمارهٔ ۲۱۰ ز هجران کار دلتنگی به سامان دیر می آید
  31. شمارهٔ ۲۱۱ در آن محفل که شمع من، تجلی‌ساز می‌آید
  32. شمارهٔ ۲۱۲ با سفلگان شراکت روزی، زیان بود
  33. شمارهٔ ۲۱۳ دمهای زنده را، از اجل کی زیان بود؟
  34. شمارهٔ ۲۱۴ امشب که از نظر مه من درگذاره بود
  35. شمارهٔ ۲۱۵ مرنج از طعنهٔ خصم و مکن عرض کمال خود
  36. شمارهٔ ۲۱۶ در بهاری که مرا بال و پرافشانی بود
  37. شمارهٔ ۲۱۷ خجل چون بید مجنون گشتم از نشو و نمای خود
  38. شمارهٔ ۲۱۸ تشنه کامان حسد خون مرا نوشیدند
  39. شمارهٔ ۲۱۹ گهر چون سفته گردد، همچو اشک از دیده ها افتد
  40. شمارهٔ ۲۲۰ شود چون جوهر آیینه پیدا، تار می‌افتد
  41. شمارهٔ ۲۲۱ عزلت طلب از پایهٔ اقبال نیفتد
  42. شمارهٔ ۲۲۲ ز شیرین‌کاری من، بیستون آباد می‌گردد
  43. شمارهٔ ۲۲۳ نمی دانم چه سودا در سر مخمور می گردد
  44. شمارهٔ ۲۲۴ دل از قفس سینه، دم سرد برآورد
  45. شمارهٔ ۲۲۵ زلف سیهش، آتش بیداد برآورد
  46. شمارهٔ ۲۲۶ ترسم که بر لبی، سخن آن میان رود
  47. شمارهٔ ۲۲۷ دلم، شب بر خس و خاشاک کویش تا سحر غلتد
  48. شمارهٔ ۲۲۸ تن سختی کشم چون در خروش آید، روان رقصد
  49. شمارهٔ ۲۲۹ ساغر ای عشق به اندازهٔ مخمور بیار
  50. شمارهٔ ۲۳۰ تیغ ستمت از می پرزور گران تر
  51. شمارهٔ ۲۳۱ سیمین عذار اوست، ز خط خوش عیارتر
  52. شمارهٔ ۲۳۲ چمن، به سایه نشینان خرمی بگذار
  53. شمارهٔ ۲۳۳ کنون ز تربتم ای شوخ، سرگران مگذر
  54. شمارهٔ ۲۳۴ می آید از کوی مغان طرز طربناکش نگر
  55. شمارهٔ ۲۳۵ با آنکه نیست از تو بتی دلنوازتر
  56. شمارهٔ ۲۳۶ گرفتار تو را در دور خط، شد کام جان خوشتر
  57. شمارهٔ ۲۳۷ ای زلف، پریشان شدگانیم، خبر گیر
  58. شمارهٔ ۲۳۸ ز خط شده ست عذارش بنفشه زار امروز
  59. شمارهٔ ۲۳۹ یک ره درآ به دیده و مستی بهانه ساز
  60. شمارهٔ ۲۴۰ دل طلب کرد، از آن غمزه، عتابی که مپرس

متن اشعار به نقل از گنجور.