پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

۳۴۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ سوخته جان دلم یکی، سنبل مشک فام، دو
  2. شمارهٔ ۳۰۲ خوش آنکه پیماید قدح، چشم جفا پیمان تو
  3. شمارهٔ ۳۰۳ به عاشقی، شده ام شهرهٔ جهان از تو
  4. شمارهٔ ۳۰۴ چون لب نایی و نی، پرده سرایان من و تو
  5. شمارهٔ ۳۰۵ طرف نقاب اگر کشی، از رخ نازنین فرو
  6. شمارهٔ ۳۰۶ مستی فزوده است تو را، در بر آینه
  7. شمارهٔ ۳۰۷ دل از وفا به خاطر جانان گران شده
  8. شمارهٔ ۳۰۸ ای خدا، یار مرا میل خریدارش ده
  9. شمارهٔ ۳۰۹ ای دل به زیر خاک تپیدن چه فایده؟
  10. شمارهٔ ۳۱۰ دردت به دوای دل بی تاب رسیده
  11. شمارهٔ ۳۱۱ تا شانه خشک دستم، بی زلف یار مانده
  12. شمارهٔ ۳۱۲ مکن ای بلبل آزرده دل، از خار گله
  13. شمارهٔ ۳۱۳ صبح است و عزم کوی خرابات کرده‌ای
  14. شمارهٔ ۳۱۴ به خاموشی سپندم گفت، در بزم پریزادی
  15. شمارهٔ ۳۱۵ به بالینم نشستی، قد به ناز افراشتی رفتی
  16. شمارهٔ ۳۱۶ من بلبلم و گلبن من یار منستی
  17. شمارهٔ ۳۱۷ سخنها از وفا می گفتی و جور و جفا کردی
  18. شمارهٔ ۳۱۸ غم دل با تو زان گویم،که دانم شاد می گردی
  19. شمارهٔ ۳۱۹ دلم را، کرده یک پیمانه خون، لعل می آلودی
  20. شمارهٔ ۳۲۰ گذشت آن دور کز ساغر، کند یاری مرا یاری
  21. شمارهٔ ۳۲۱ شد صید دلم بستهٔ فتراک سواری
  22. شمارهٔ ۳۲۲ مطرب سرود شوق به مستان چه می بری؟
  23. شمارهٔ ۳۲۳ خزان رنگ زردم را، میِ نابی نشد روزی
  24. شمارهٔ ۳۲۴ خوش آن ساعت که از فیض سحر شاداب برخیزی
  25. شمارهٔ ۳۲۵ ای خطِّ لب یار، نمایان شده باشی
  26. شمارهٔ ۳۲۶ ز مستی، خون دل را، باده می انگاشتم روزی
  27. شمارهٔ ۳۲۷ نوای پرده سوزم، از کجا پیدا کند گوشی؟
  28. شمارهٔ ۳۲۸ ببین که هست لبم، بلبل بهار خطی
  29. شمارهٔ ۳۲۹ سحاب خشک، دیگر از کجا پیدا کند اشکی؟
  30. شمارهٔ ۳۳۰ نشد از گریهٔ مستانه ساقی، دل کنم خالی
  31. شمارهٔ ۳۳۱ دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های
  32. شمارهٔ ۳۳۲ ای که بر دیدهٔ اغیار خرامی داری
  33. شمارهٔ ۳۳۳ ای برق حسن، شعله به باغ که می زنی؟
  34. شمارهٔ ۳۳۴ گره، ز ابروی مسکین نواز وا نکنی
  35. شمارهٔ ۳۳۵ بی‌داغ عشق، بر در دل‌ها چه می‌روی؟
  36. شمارهٔ ۳۳۶ ناصح، سخن چه بیهُده از پند می کنی؟
  37. شمارهٔ ۳۳۷ ای دل، ترحمی به گناهی نمی کنی
  38. شمارهٔ ۳۳۸ می رود صید دلم، سخت کمانی در پی
  39. شمارهٔ ۳۳۹ بستم چو دل به مهر تو، نامهربان شدی
  40. شمارهٔ ۳۴۰ تا کی از عشوه، فریب دل ناکام دهی
  41. شمارهٔ ۳۴۱ نی می دهد از اصل مقامات صدایی
  42. شمارهٔ ۳۴۲ بنواخت نی را، لبهای نایی
  43. شمارهٔ ۳۴۳ شکیبایی بود کار دلم، با گرمی خویی
  44. شمارهٔ ۳۴۴ ای ناله، چند در غم دل دردسر دهی؟
  45. شمارهٔ ۳۴۵ تلاش فکر ما را از سخن لافان چه می خواهی؟
  46. شمارهٔ ۳۴۶ نماند از گرد غم، در سینه ام جای شکیبایی
  47. شمارهٔ ۳۴۷ اگر نه در جهان سرچشمه ی حیوان بود معنی

متن اشعار به نقل از گنجور.