پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۱۷

سخنها از وفا می گفتی و جور و جفا کردی

به ما دیدی چه ها می گفتی و آخر چه ها کردی؟

هلاکت الفتت گردم، که از جادو نگاهیها

دل شوریده را از من، مرا از دل جدا کردی

حزین آتش زدی پروانه سان، محفل نشینان را

سر افسانهٔ جانسوز را هر جا که وا کردی

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۱۹دلم را، کرده یک پیمانه خون، لعل می آلودی
  2. شمارهٔ ۳۲۰گذشت آن دور کز ساغر، کند یاری مرا یاری
  3. شمارهٔ ۳۲۱شد صید دلم بستهٔ فتراک سواری
  4. شمارهٔ ۳۲۲مطرب سرود شوق به مستان چه می بری؟
  5. شمارهٔ ۳۲۳خزان رنگ زردم را، میِ نابی نشد روزی
  6. شمارهٔ ۳۲۴خوش آن ساعت که از فیض سحر شاداب برخیزی
  7. شمارهٔ ۳۲۵ای خطِّ لب یار، نمایان شده باشی
  8. شمارهٔ ۳۲۶ز مستی، خون دل را، باده می انگاشتم روزی
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.