پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۲۳

خزان رنگ زردم را، میِ نابی نشد روزی

کسی را همچو من، گلگشت مهتابی نشد روزی

چرا باید امانت دار دنیای دنی باشم؟

ز جنس عاریت، شادم که اسبابی نشد روزی

تمنّا بود دل را، جلوه های خانه پردازت

خراب آباد ما را، وصل سیلابی نشد روزی

از آن تیغی که، گلگون است خاک از فیض احسانش

گلوی تشنه ام را، قطره ی آبی نشد روزی

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۲۵ای خطِّ لب یار، نمایان شده باشی
  2. شمارهٔ ۳۲۶ز مستی، خون دل را، باده می انگاشتم روزی
  3. شمارهٔ ۳۲۷نوای پرده سوزم، از کجا پیدا کند گوشی؟
  4. شمارهٔ ۳۲۸ببین که هست لبم، بلبل بهار خطی
  5. شمارهٔ ۳۲۹سحاب خشک، دیگر از کجا پیدا کند اشکی؟
  6. شمارهٔ ۳۳۰نشد از گریهٔ مستانه ساقی، دل کنم خالی
  7. شمارهٔ ۳۳۱دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های
  8. شمارهٔ ۳۳۲ای که بر دیدهٔ اغیار خرامی داری
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.