پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۲۶

ز مستی، خون دل را، باده می انگاشتم روزی

خروش سینه را، افسانه می پنداشتم روزی

دل ِ شوریده حالی بود، کز من ناگهان گم شد

به کف چیزی که از سامان هستی داشتم روزی

کنون دارایی فوج معانی از که می آید؟

به میدان کاویانی خامه، می افراشتم روزی

دلم لبریز داغ است، از خیال خال مشکینش

کنون خرمن شد، آن تخمی که من می کاشتم روزی

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۲۸ببین که هست لبم، بلبل بهار خطی
  2. شمارهٔ ۳۲۹سحاب خشک، دیگر از کجا پیدا کند اشکی؟
  3. شمارهٔ ۳۳۰نشد از گریهٔ مستانه ساقی، دل کنم خالی
  4. شمارهٔ ۳۳۱دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های
  5. شمارهٔ ۳۳۲ای که بر دیدهٔ اغیار خرامی داری
  6. شمارهٔ ۳۳۳ای برق حسن، شعله به باغ که می زنی؟
  7. شمارهٔ ۳۳۴گره، ز ابروی مسکین نواز وا نکنی
  8. شمارهٔ ۳۳۵بی‌داغ عشق، بر در دل‌ها چه می‌روی؟
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.