پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

۳۴۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ بر رخ چه درگشاید، بیگانهٔ وفا را
  2. شمارهٔ ۲ آوارهٔ عالم، نگهی، ساخته ما را
  3. شمارهٔ ۳ دل نازک، پر از خون است و رسوا می کند ما را
  4. شمارهٔ ۴ سرشکِ لاله‌گون، رشکِ گلستان می‌کند ما را
  5. شمارهٔ ۵ چو شیشه بود تمنا تن کبود، مرا
  6. شمارهٔ ۶ سمند جلوه او، کرده تا غبار مرا
  7. شمارهٔ ۷ رفت آنکه دل به محنت، آسوده بود ما را
  8. شمارهٔ ۸ تب و تاب دوزخ از دل نبرد بهشت ما را
  9. شمارهٔ ۹ دادی به باد، طره عنبر سرشت را
  10. شمارهٔ ۱۰ چنان افشاند چشمم، بی‌تو، اشک بی‌محابا را
  11. شمارهٔ ۱۱ فکند از نظرش، چشم کینه خواه مرا
  12. شمارهٔ ۱۲ شرار آتش دل، شبنم است باغ مرا
  13. شمارهٔ ۱۳ می لعلی ز ساغر می کشم، تبخاله لب را
  14. شمارهٔ ۱۴ نمی داند دل آگاه، در دنیا فراغت را
  15. شمارهٔ ۱۵ سلطان همّتم، ز جهان شسته دست را
  16. شمارهٔ ۱۶ باغ و بهار سازد، جیب و کنار خود را
  17. شمارهٔ ۱۷ خوش آنکه غازه گر آیم رخ فرنگ تو را
  18. شمارهٔ ۱۸ نبرده لذت دیدار دلگشای تو را
  19. شمارهٔ ۱۹ گران‌جان می‌کند، تعظیم بی‌جا اهل دنیا را
  20. شمارهٔ ۲۰ یاسمین بنده شود چاک گریبان تو را
  21. شمارهٔ ۲۱ به داغ عشق پروردم، بهار خاطر خود را
  22. شمارهٔ ۲۲ تا در سخن درآرم، شیرین زبان خود را
  23. شمارهٔ ۲۳ نبخشیدی به مگن یکبار، جام باده خود را
  24. شمارهٔ ۲۴ بهار خط، گل و می شد، نگاه فتنه مستش را
  25. شمارهٔ ۲۵ هجوم گریهٔ تلخ و خروش ناله های من
  26. شمارهٔ ۲۶ کدامین دیده سازد سرمه، گرد جلوه گاهش را؟
  27. شمارهٔ ۲۷ ادا سازد به خاموشی، لب او گفتگویش را
  28. شمارهٔ ۲۸ ای از تو، پریشان نظری آینه ها را
  29. شمارهٔ ۲۹ دعوی‌ست با شعر ترم، آن دشمن ادراک را
  30. شمارهٔ ۳۰ قامت شده‌ست خم، من دیرینه سال را
  31. شمارهٔ ۳۱ گشتم اسیر، جلوهٔ آن خوش خرام را
  32. شمارهٔ ۳۲ به پیری عشق سازد شوخ‌تر طبع جوانم را
  33. شمارهٔ ۳۳ علاج عقدهٔ دلتنگی، آسان است عاشق را
  34. شمارهٔ ۳۴ از آن روزی که گم کردم، سراغ آرمیدن را
  35. شمارهٔ ۳۵ کنم رنگین تر از دامان گلچین، چشم خونین را
  36. شمارهٔ ۳۶ خدا درمانده نگذارد به عالم، بی نصیبان را
  37. شمارهٔ ۳۷ به شهد لفظ و معنی، رهنما گشتیم دوران را
  38. شمارهٔ ۳۸ دل بر سر تیر است، گشاییم کمین را
  39. شمارهٔ ۳۹ حریف نقش کج گر نیستی این بدقماران را
  40. شمارهٔ ۴۰ خدایا الفتی ده، با دل آزرده، لالان را
  41. شمارهٔ ۴۱ عتاب تلخ او شیرین کن جانهاست، مستان را
  42. شمارهٔ ۴۲ آمال کوته است ز دنیا بریده را
  43. شمارهٔ ۴۳ رنگین بود سخن، دل در خون تپیده را
  44. شمارهٔ ۴۴ مردان کنند خوش، غم و هجر همیشه را
  45. شمارهٔ ۴۵ جام عتاب داده ای، غمزه کینه خواه را
  46. شمارهٔ ۴۶ اگر بینم شبی در خواب، روز خردسالی را
  47. شمارهٔ ۴۷ به پیری می کشیم آسوده، بار زندگانی را
  48. شمارهٔ ۴۸ حق تعلیم دارم، خوش قدانِ بوستانی را
  49. شمارهٔ ۴۹ نباشد ناقه ای جز شوق، مجنون الهی را
  50. شمارهٔ ۵۰ بلای جان، زبان تلخ باشد، اهل دعوی را
  51. شمارهٔ ۵۱ خوش آن ساعت که، بر بالین خرامی، خاکساری را
  52. شمارهٔ ۵۲ ز دورم دید، اجازت داد عزم جان فشانی را
  53. شمارهٔ ۵۳ نبود آرامشی، شیب و شباب زندگانی را
  54. شمارهٔ ۵۴ از سر من چرا کشد، سرو قد تو پای را
  55. شمارهٔ ۵۵ ز دوری خاطرم تنگ است و نتوانم رسید آنجا
  56. شمارهٔ ۵۶ غم دل از می و مطرب مرا فزود اینجا
  57. شمارهٔ ۵۷ سخنور چون شدی، خاموش بنشین چون نگین اینجا
  58. شمارهٔ ۵۸ ترانه کرد صریر نیم، دراز اینجا
  59. شمارهٔ ۵۹ نخواهد برد جان از رشک ما خصم عنود ما
  60. شمارهٔ ۶۰ هرزه دراست در رهش، سینه چاک چاک ما

متن اشعار به نقل از گنجور.