پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۷

به شهد لفظ و معنی، رهنما گشتیم دوران را

برای شکّر خود، پرورش کردیم موران را

نپردازد به فکر دوربینان، طینت جاهل

نمی افتد به عینک احتیاجی، چشم کوران را

شناور را به طوفان بلا، تسلیم می باید

هجوم موج دربا، خسته سازد سینه زوران را

رَهِ مهر و وفا را بسته ای تا کی؟ سرت گردم

تسلّی کن به پیغام وصالی ناصبوران را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۹حریف نقش کج گر نیستی این بدقماران را
  2. شمارهٔ ۴۰خدایا الفتی ده، با دل آزرده، لالان را
  3. شمارهٔ ۴۱عتاب تلخ او شیرین کن جانهاست، مستان را
  4. شمارهٔ ۴۲آمال کوته است ز دنیا بریده را
  5. شمارهٔ ۴۳رنگین بود سخن، دل در خون تپیده را
  6. شمارهٔ ۴۴مردان کنند خوش، غم و هجر همیشه را
  7. شمارهٔ ۴۵جام عتاب داده ای، غمزه کینه خواه را
  8. شمارهٔ ۴۶اگر بینم شبی در خواب، روز خردسالی را
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.