پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۸

دل بر سر تیر است، گشاییم کمین را

از خامه طرازیم، صنم خانهء چین را

هر شیوه ات ای شوخ، ز بس ذوق فریب است

هرگز نشناسد کسی از مهر تو کین را

نه تنها می کند چون زهر، صحبتهای شیرین را

زبان تلخ، دشمن کام می سازد سخن چین را

ز شمع خویشتن از بس که آتش در سرم سوزد

رگ خوابم، پر پروانه سازد خشت بالین را

عبث بلبل زند با من، نوای حسرت آگین را

به خون دل لبم پرورده مصرعهای رنگین را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۴۰خدایا الفتی ده، با دل آزرده، لالان را
  2. شمارهٔ ۴۱عتاب تلخ او شیرین کن جانهاست، مستان را
  3. شمارهٔ ۴۲آمال کوته است ز دنیا بریده را
  4. شمارهٔ ۴۳رنگین بود سخن، دل در خون تپیده را
  5. شمارهٔ ۴۴مردان کنند خوش، غم و هجر همیشه را
  6. شمارهٔ ۴۵جام عتاب داده ای، غمزه کینه خواه را
  7. شمارهٔ ۴۶اگر بینم شبی در خواب، روز خردسالی را
  8. شمارهٔ ۴۷به پیری می کشیم آسوده، بار زندگانی را
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.