پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۴۶

اگر بینم شبی در خواب، روز خردسالی را

به عمری، می کنم تعبیر این خواب خیالی را

شه آراید به چشم ناقصان تمثال خالی را

نمود رنگ و بو از پشم باشد شیر قالی را

به هم طومار زلف یار را، مشّاطه می پیچد

دل من، گرگشاید دفتر آشفته حالی را

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۴۸حق تعلیم دارم، خوش قدانِ بوستانی را
  2. شمارهٔ ۴۹نباشد ناقه ای جز شوق، مجنون الهی را
  3. شمارهٔ ۵۰بلای جان، زبان تلخ باشد، اهل دعوی را
  4. شمارهٔ ۵۱خوش آن ساعت که، بر بالین خرامی، خاکساری را
  5. شمارهٔ ۵۲ز دورم دید، اجازت داد عزم جان فشانی را
  6. شمارهٔ ۵۳نبود آرامشی، شیب و شباب زندگانی را
  7. شمارهٔ ۵۴از سر من چرا کشد، سرو قد تو پای را
  8. شمارهٔ ۵۵ز دوری خاطرم تنگ است و نتوانم رسید آنجا
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.