پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

۳۴۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ که خواهد کرد یاد از خستگان بی نوا آنجا؟
  2. شمارهٔ ۶۲ از عکس رخش باده فروش است دل ما
  3. شمارهٔ ۶۳ با اشک روان، قطره زنان است دل ما
  4. شمارهٔ ۶۴ ندید از گرد راهش، دیده هرگز سرمه واری را
  5. شمارهٔ ۶۵ به جان بستیم پیمان محبّت، عشوه سازی را
  6. شمارهٔ ۶۶ خاک آسوده، چو سیماب شد ازگریهٔ ما
  7. شمارهٔ ۶۷ مپرس از شورش صحرای دل دیوانهٔ ما را
  8. شمارهٔ ۶۸ به ما مگذار ساقی، تقوی دیرینهٔ ما را
  9. شمارهٔ ۶۹ چراغ کلبهٔ درویش، نور ماه می باشد
  10. شمارهٔ ۷۰ غم عشقت خلاص ازرنج دنیا می کند ما را
  11. شمارهٔ ۷۱ جدایی نیست از لیلی، دل دیوانهٔ ما را
  12. شمارهٔ ۷۲ هم آغوش است، سیل خانه زادی منزل ما را
  13. شمارهٔ ۷۳ تیغ نگه افتاده گران قاتل ما را
  14. شمارهٔ ۷۴ این است که دل برده و خون کرده بسی را
  15. شمارهٔ ۷۵ کاش بیرون فتد از سینه دل زار مرا
  16. شمارهٔ ۷۶ ای که در کشتن عشاق درنگ است تو را
  17. شمارهٔ ۷۷ افروخت بخت تیره، ز اشک مدام ما
  18. شمارهٔ ۷۸ بهار آمد که می در جام میخوران شود پیدا
  19. شمارهٔ ۷۹ به بازاری که دلق میگساران می شود پیدا
  20. شمارهٔ ۸۰ داغ است و سینه در عشق، صبح و ستاره ما
  21. شمارهٔ ۸۱ گذرد گرم ز دل، آه سحرگاهی ما
  22. شمارهٔ ۸۲ به این شوخی اگر ریزد، سخن مستانه زان لب‌ها
  23. شمارهٔ ۸۳ زهی ز خط تو خرّم، بهار مشرب‌ها
  24. شمارهٔ ۸۴ ای از تو داغ بر جگر لاله زارها
  25. شمارهٔ ۸۵ این است، سرود من و بلبل به چمن‌ها
  26. شمارهٔ ۸۶ ای امّت نگاه تو، جادو خیال‌ها
  27. شمارهٔ ۸۷ آشفته چو من نبود، سنبل به گلستان‌ها
  28. شمارهٔ ۸۸ چو تر هرگز نگردید، از می وصل تو دامان‌ها
  29. شمارهٔ ۸۹ چه شد مهر جهان‌آرای من، آن گرم‌جوشی‌ها
  30. شمارهٔ ۹۰ نباشد دل چرا از لطف یار، امّیدوار امشب؟
  31. شمارهٔ ۹۱ شد قسمت خال تو،که مشک ختن ماست
  32. شمارهٔ ۹۲ شراب تشنه بسی موج زد، ایاغ کجاست؟
  33. شمارهٔ ۹۳ فصل بهار عشق و تماشای اشک ماست
  34. شمارهٔ ۹۴ دعوی گر جاهل، به بغل دشمن خود داشت
  35. شمارهٔ ۹۵ روزی که غمزه اش به من خسته جنگ داشت
  36. شمارهٔ ۹۶ با چشم سیر، نعمت دنیا چه حاجت است؟
  37. شمارهٔ ۹۷ مستی چشم یار، ز پیمانه خود است
  38. شمارهٔ ۹۸ خار رهت، به روضهٔ رضوان برابر است
  39. شمارهٔ ۹۹ تا بود داغها، دل آزرده حال داشت
  40. شمارهٔ ۱۰۰ کاو کاو مژه ی من به جگر خون نگذاشت
  41. شمارهٔ ۱۰۱ تاراج صبر، دور نگاهش رواج داشت
  42. شمارهٔ ۱۰۲ دامن فشاند و شمع مزارم به باد داشت
  43. شمارهٔ ۱۰۳ در پرده دل، جلوه گری بار دگر داشت
  44. شمارهٔ ۱۰۴ بیگانگی، به مشرب ما آشناتر است
  45. شمارهٔ ۱۰۵ غافل که سینه، آتش آهن گداز داشت
  46. شمارهٔ ۱۰۶ آن روز، شب تیرهٔ ما هم سحری داشت
  47. شمارهٔ ۱۰۷ ایّام غمم، مرا بهار است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ به گلشنی که رخش، گوشهٔ نقاب شکست
  49. شمارهٔ ۱۰۹ نشئهٔ فیض، در آب و گِل درویشان است
  50. شمارهٔ ۱۱۰ همدم سنجیده گفتاران، لب پیمانه است
  51. شمارهٔ ۱۱۱ هر سو که بود میل تو، جای تو همان است
  52. شمارهٔ ۱۱۲ دیوانه، عاقلانه به هامون گریخته ست
  53. شمارهٔ ۱۱۳ بر لبم حرف دهان تنگ یار افتاده است
  54. شمارهٔ ۱۱۴ روشن از حیرت دل شد که دلارایی هست
  55. شمارهٔ ۱۱۵ بال و پر گر به اسیری نبود پروا نیست
  56. شمارهٔ ۱۱۶ طوفان فتنه است و کسی دستگیر نیست
  57. شمارهٔ ۱۱۷ چون شمع، بی سبب نفسم جانگداز نیست
  58. شمارهٔ ۱۱۸ زاهد خمیده است چو چنگ و ملول نیست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ مستمع گر نکند فهم، غم اینم نیست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ مدتی شد که در این بزم سخن سازی نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.