پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۱۴

روشن از حیرت دل شد که دلارایی هست

در بر این آینه را، آینه سیمایی هست

پای آوارگیم، رهبر دامن نشود

گر بجز کوی تو، پنداشته ام، جایی هست

وسعت آباد دل، افتاده حزین در پیشت

برو از خویش که خوش دامن صحرایی هست

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۱۶طوفان فتنه است و کسی دستگیر نیست
  2. شمارهٔ ۱۱۷چون شمع، بی سبب نفسم جانگداز نیست
  3. شمارهٔ ۱۱۸زاهد خمیده است چو چنگ و ملول نیست
  4. شمارهٔ ۱۱۹مستمع گر نکند فهم، غم اینم نیست
  5. شمارهٔ ۱۲۰مدتی شد که در این بزم سخن سازی نیست
  6. شمارهٔ ۱۲۱پی برده هر که، وادیِ دل جلوه گاه کیست
  7. شمارهٔ ۱۲۲نتوانست به موی کمر یار آویخت
  8. شمارهٔ ۱۲۳بی باده سیه مست، شب از یاسمن کیست؟
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.