پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۹۶

با چشم سیر، نعمت دنیا چه حاجت است؟

تا آبرو به جاست، به دریا چه حاجت است؟

عمری ست کز تپانچه، رخی سرخ می کنیم

ما را به سرخ رویی صهبا چه حاجت است؟

ژولیده موی، بر سر ما تاج خسروی ست

شوریده را به افسر دارا چه حاجت است؟

زهر اجل، به کام من آب حیات ریخت

دنیاگزیده را به مسیحا چه حاجت است؟

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۹۸خار رهت، به روضهٔ رضوان برابر است
  2. شمارهٔ ۹۹تا بود داغها، دل آزرده حال داشت
  3. شمارهٔ ۱۰۰کاو کاو مژه ی من به جگر خون نگذاشت
  4. شمارهٔ ۱۰۱تاراج صبر، دور نگاهش رواج داشت
  5. شمارهٔ ۱۰۲دامن فشاند و شمع مزارم به باد داشت
  6. شمارهٔ ۱۰۳در پرده دل، جلوه گری بار دگر داشت
  7. شمارهٔ ۱۰۴بیگانگی، به مشرب ما آشناتر است
  8. شمارهٔ ۱۰۵غافل که سینه، آتش آهن گداز داشت
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.