پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۹۶

گرچه در بزم جهان، گردن میناست بلند

یک سر و گردن از او نشئه صهباست بلند

می کند سلسلهٔ شور جهان کوتاهی

بس که آوازهٔ آن زلف چلیپاست بلند

فیض تشریف جنون بر قد رسوایی ما

کوتهی تا نکند دامن صحراست بلند

برسر منصب پروانگیت در محفل

شمع را تا به سحر گردن دعواست بلند

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۹۸تا حرفی از آن لعل می آلود برآمد
  2. شمارهٔ ۱۹۹از نالهٔ من خامه خوش آهنگ برآمد
  3. شمارهٔ ۲۰۰سختی به ضعیفان جهان بی سبب آید
  4. شمارهٔ ۲۰۱صفای عارضش، رنگ از رخ مهتاب بزداید
  5. شمارهٔ ۲۰۲مکن کاری که حرفی از زبان من برون آید
  6. شمارهٔ ۲۰۳به دل گفتم که خواهد غمزهٔ نامهربان آمد
  7. شمارهٔ ۲۰۴ز هر چاکی که دارد سینه من، بوی خون آید
  8. شمارهٔ ۲۰۵گیاه خرّمی از تربت پاکم نمی روید
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.