پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۰۱

صفای عارضش، رنگ از رخ مهتاب بزداید

خیال خط او، از چشم مخمل خواب بزداید

وصال، از یاد سالک می برد غم های دیرین را

به دامن بحر، گرد از چهرهٔ سیلاب بزداید

سرت گردم، صبوحی کرده چاک پیرهن بگشا

که رنگ از سینهٔ خورشید عالمتاب بزداید

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۰۳به دل گفتم که خواهد غمزهٔ نامهربان آمد
  2. شمارهٔ ۲۰۴ز هر چاکی که دارد سینه من، بوی خون آید
  3. شمارهٔ ۲۰۵گیاه خرّمی از تربت پاکم نمی روید
  4. شمارهٔ ۲۰۶درنگ ازکاروان ما سبکباران نمی آید
  5. شمارهٔ ۲۰۷مداوای جنون از دیده بی‌خواب می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۰۸وجود کاملان بر ناقصان دشوار می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۰۹ز معراج خریّت، خواجه سنگین بار می‌آید
  8. شمارهٔ ۲۱۰ز هجران کار دلتنگی به سامان دیر می آید
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.