پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۰۲

مکن کاری که حرفی از زبان من برون آید

شراری از لب آتش فشان من برون آید

زبان آتشین خواهد گزید، از شرمساری ها

به دعوی، شمع اگر با استخوان من برون آید

کلامش خون و بویش درد و رنگش لاله گون باشد

گلی کز وادی اشک روان من برون آید

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۰۴ز هر چاکی که دارد سینه من، بوی خون آید
  2. شمارهٔ ۲۰۵گیاه خرّمی از تربت پاکم نمی روید
  3. شمارهٔ ۲۰۶درنگ ازکاروان ما سبکباران نمی آید
  4. شمارهٔ ۲۰۷مداوای جنون از دیده بی‌خواب می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۰۸وجود کاملان بر ناقصان دشوار می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۰۹ز معراج خریّت، خواجه سنگین بار می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۱۰ز هجران کار دلتنگی به سامان دیر می آید
  8. شمارهٔ ۲۱۱در آن محفل که شمع من، تجلی‌ساز می‌آید
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.