پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۱۷

خجل چون بید مجنون گشتم از نشو و نمای خود

ز قدّ پرشکن گردیده ام زنجیر پای خود

منه تا می توانی در سرای عاریت، پا را

شکوه مسند جمشید دارد بوریای خود

چه از بیگانه می جویی رسوم آشنایی را؟

به عمری ای وفا دشمن، نگشتی آشنای خود

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۱۹گهر چون سفته گردد، همچو اشک از دیده ها افتد
  2. شمارهٔ ۲۲۰شود چون جوهر آیینه پیدا، تار می‌افتد
  3. شمارهٔ ۲۲۱عزلت طلب از پایهٔ اقبال نیفتد
  4. شمارهٔ ۲۲۲ز شیرین‌کاری من، بیستون آباد می‌گردد
  5. شمارهٔ ۲۲۳نمی دانم چه سودا در سر مخمور می گردد
  6. شمارهٔ ۲۲۴دل از قفس سینه، دم سرد برآورد
  7. شمارهٔ ۲۲۵زلف سیهش، آتش بیداد برآورد
  8. شمارهٔ ۲۲۶ترسم که بر لبی، سخن آن میان رود
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.