پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی

قدسی مشهدی

رباعیات

۶۵۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ یک قوم، امیدوار از روز نخست
  2. شمارهٔ ۶۲ مجنون تو رسوای جهان دگرست
  3. شمارهٔ ۶۳ دارد ز فریب، چرخ بازیچه‌پرست
  4. شمارهٔ ۶۴ دانم ندهد به گفتگو وصلش دست
  5. شمارهٔ ۶۵ خاموشی اهل حال از کردارست
  6. شمارهٔ ۶۶ ای آن که ز هر تعلفت انکارست
  7. شمارهٔ ۶۷ آن را که ز عالم به تجرد کارست
  8. شمارهٔ ۶۸ هرچند کمال آدمی بسیارست
  9. شمارهٔ ۶۹ طبع شررانگیز به شر مجبورست
  10. شمارهٔ ۷۰ آن کز ازلش به زهد و تقوی کارست
  11. شمارهٔ ۷۱ هرچند که نفس درخور شمشیرست
  12. شمارهٔ ۷۲ ایام ز آرزو اگر دست تو بست
  13. شمارهٔ ۷۳ هرچند کمر به جستجو باید بست
  14. شمارهٔ ۷۴ از باغ تو اند گر سمن، ور بیدست
  15. شمارهٔ ۷۵ شیدایی عشق در جهان بسیارست
  16. شمارهٔ ۷۶ ای مرکز فیض ازل از روز نخست
  17. شمارهٔ ۷۷ از درد نیافت ضعف بر چشمم دست
  18. شمارهٔ ۷۸ این پرده به روی دیده‌ام درد نبست
  19. شمارهٔ ۷۹ آن را که سری به عشق عالم‌سوزست
  20. شمارهٔ ۸۰ ای آن که ز پندار دلت بیزارست
  21. شمارهٔ ۸۱ بر من ز تمنای دل کام‌پرست
  22. شمارهٔ ۸۲ ...........
  23. شمارهٔ ۸۳ قدسی همه کارت اثر نفس و هواست
  24. شمارهٔ ۸۴ آیند اگر به مصلحت با هم راست
  25. شمارهٔ ۸۵ جان زنده بود به عشق و عشق تو به جاست
  26. شمارهٔ ۸۶ از نادانی، کس نفتد در کم و کاست
  27. شمارهٔ ۸۷ رخسار تو هر کجاست، صبح طرب است
  28. شمارهٔ ۸۸ نیشی که خورد بر دل مجروح کجاست
  29. شمارهٔ ۸۹ مردم ز فراق منزل یار کجاست
  30. شمارهٔ ۹۰ آن دلبر ناپدید خودکام کجاست
  31. شمارهٔ ۹۱ ای صبح امید، آفتاب تو کجاست
  32. شمارهٔ ۹۲ ای گلشن سودا، گل داغ تو کجاست
  33. شمارهٔ ۹۳ دنیا افزون بود و گر کم، هیچ است
  34. شمارهٔ ۹۴ جز ذکر خدا هر آنچه گویی هیچ است
  35. شمارهٔ ۹۵ محرومی‌ام از صحبت احباب بس است
  36. شمارهٔ ۹۶ گر عشق مرا شود خریدار بس است
  37. شمارهٔ ۹۷ قدسی غم عشق، هم‌نشین تو بس است
  38. شمارهٔ ۹۸ نوروز رسید و باده ناب خوش است
  39. شمارهٔ ۹۹ چون شمع به سوختن کنی خوی، خوش است
  40. شمارهٔ ۱۰۰ آن را که به مقصود رهی در پیش است
  41. شمارهٔ ۱۰۱ از مهر تو، مه ذره صفت رقاص است
  42. شمارهٔ ۱۰۲ ای تازه جوان، کمان تندت به کف است
  43. شمارهٔ ۱۰۳ نی بی دم نایی از نوا بی‌برگ است
  44. شمارهٔ ۱۰۴ هرچند که مرد را ز خواهش ننگ است
  45. شمارهٔ ۱۰۵ بدکار ز بیگانه و محرم خجل است
  46. شمارهٔ ۱۰۶ از مهر چه دم زنم، تو را معلوم است
  47. شمارهٔ ۱۰۷ تا بی‌مهری پیشه اهل زمن است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ جایی که ز بالقوه نیکان سخن است
  49. شمارهٔ ۱۰۹ در کشور هفت عضو دل سلطان است
  50. شمارهٔ ۱۱۰ جان در تن مرد، حجت یزدان است
  51. شمارهٔ ۱۱۱ پرهیز ز درد، کار بی‌دردان است
  52. شمارهٔ ۱۱۲ هرجا که جمال یار پرتوفکن است
  53. شمارهٔ ۱۱۳ تا شاهد عشق تو در آغوش من است
  54. شمارهٔ ۱۱۴ زاهد گوید که زهد و طامات به است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ از هر دو جهان مرا وصال تو به است
  56. شمارهٔ ۱۱۶ یاد تو مقیم دل آگاه به است
  57. شمارهٔ ۱۱۷ جز درد، دلم هیچ نیندوخته است
  58. شمارهٔ ۱۱۸ از روز ازل غنی غنا خواسته است
  59. شمارهٔ ۱۱۹ با مهر تو هر جان به تنی آینه است
  60. شمارهٔ ۱۲۰ از بوی حسد هرکه دماغش فردست

متن اشعار به نقل از گنجور.