پرش به محتوای اصلی
فتحعلی‌شاه

فتحعلی‌شاه

غزلیات

۲۰۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ پا به گل سرو شد ز رفتارش
  2. شمارهٔ ۱۲۲ مصور پیش چشمم شد جمالش
  3. شمارهٔ ۱۲۳ دل نشد بابت هرجایی خویش
  4. شمارهٔ ۱۲۴ دلم افتاده در قیدی که لاقید است صیادش
  5. شمارهٔ ۱۲۵ گرفتم تا خیالت را در آغوش
  6. شمارهٔ ۱۲۶ غم عالم نهادم بر دل تنگ
  7. شمارهٔ ۱۲۷ اندر آن خرم چمن کس را چرا گیرد ملال
  8. شمارهٔ ۱۲۸ ناله تا چند کنم از پی بیماری دل
  9. شمارهٔ ۱۲۹ مرا ننگ است در هجران تو از جان شیرینم
  10. شمارهٔ ۱۳۰ پرتوی از روی تو افتاده تا در خانه‌ام
  11. شمارهٔ ۱۳۱ دین و دل خود ز کف در ره تو داده‌ام
  12. شمارهٔ ۱۳۲ پادشاها بر درت شوق گدایی کرده‌ام
  13. شمارهٔ ۱۳۳ در بزم تو پروانه‌صفت سوخته بودم
  14. شمارهٔ ۱۳۴ باده کامروز دست صنمی می‌نوشم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ شد پریشان چو زلف جانانم
  16. شمارهٔ ۱۳۶ بر یاد آن سرو روان چون رو سوی گلشن کنم
  17. شمارهٔ ۱۳۷ کاش من در راه تو چون خار دامن می‌شدم
  18. شمارهٔ ۱۳۸ من پای بست قامت زیبنده‌اش شدم
  19. شمارهٔ ۱۳۹ ای ماه کجا دیدی خورشید جهان‌سوزم
  20. شمارهٔ ۱۴۰ جدا ز روی تو جان‌ها بهار را چه کنم
  21. شمارهٔ ۱۴۱ سینه خویش هدف ساخته تیر توییم
  22. شمارهٔ ۱۴۲ آن که جان بر تو فشاند ز دل ای یار منم
  23. شمارهٔ ۱۴۳ دیده غم‌دیده را بی‌تو چه نور ای صنم
  24. شمارهٔ ۱۴۴ هجران تو سوخت بس که جانم
  25. شمارهٔ ۱۴۵ چمن چون بخت خسرو شاد و خرم
  26. شمارهٔ ۱۴۶ بس که بی‌روی دل‌آرای تو غوغا کردم
  27. شمارهٔ ۱۴۷ یزدان پرستم گه صنم در دیر و گاهی در حرم
  28. شمارهٔ ۱۴۸ عید است جان من به تو جان را فدا کنم
  29. شمارهٔ ۱۴۹ نعمت هر دو جهان را به تو سودا کردم
  30. شمارهٔ ۱۵۰ به دل مهر روی تو آکنده‌ام
  31. شمارهٔ ۱۵۱ از ستم روزگار تیر غمی خورده‌ام
  32. شمارهٔ ۱۵۲ حلقه هر موی تو سلسله کهکشان
  33. شمارهٔ ۱۵۳ وفا تا کی نمایی با رقیب ای بی‌وفای من
  34. شمارهٔ ۱۵۴ هر کس که بدید لعلت ای جان
  35. شمارهٔ ۱۵۵ بی‌تو تا کی خون فشاند چشم خون‌بار این چنین
  36. شمارهٔ ۱۵۶ ماه شد شرمنده از رویت چه رخساری‌ست این
  37. شمارهٔ ۱۵۷ به دلت جا نمی‌توان کردن
  38. شمارهٔ ۱۵۸ بگیر آینه و خویشتن تماشا کن
  39. شمارهٔ ۱۵۹ پی قتلم دل کین‌پرورش بین
  40. شمارهٔ ۱۶۰ بی‌داد و ظلم و جور و جفا و ستم ببین
  41. شمارهٔ ۱۶۱ یک امشب با دل زارم به صد منت مدارا کن
  42. شمارهٔ ۱۶۲ ملک دل‌ها چون از آن توست غم‌خواری بکن
  43. شمارهٔ ۱۶۳ شنیدم من از بلبل گلستان
  44. شمارهٔ ۱۶۴ اسیر چشم تو شد جان و دل فغان هردو
  45. شمارهٔ ۱۶۵ ز جوش جهد تیر مژگان تو
  46. شمارهٔ ۱۶۶ بخرام که سرها شد خاک کف پای تو
  47. شمارهٔ ۱۶۷ با غیر همراه آمدی از وصل به هجران تو
  48. شمارهٔ ۱۶۸ دل اسیر کمند پرفن تو
  49. شمارهٔ ۱۶۹ مملکت دل گرفت حسن جهان‌گیر تو
  50. شمارهٔ ۱۷۰ ای سر من خاک کف پای تو
  51. شمارهٔ ۱۷۱ گر به خنجر می‌زند هیچش مگو
  52. شمارهٔ ۱۷۲ جان را ببین به کوی تو راهبر شده
  53. شمارهٔ ۱۷۳ هر کسی دارد کسی الا من دلباخته
  54. شمارهٔ ۱۷۴ گر جان بباید دادن در آن راه
  55. شمارهٔ ۱۷۵ یارم سر زلف وا نکرده
  56. شمارهٔ ۱۷۶ هرگز دلم زآن دلربا دیدی شود خوشنود نه
  57. شمارهٔ ۱۷۷ باده لعل تو را باده‌پرستان تشنه
  58. شمارهٔ ۱۷۸ تا عهد دوستی تو به اغیار بسته‌ای
  59. شمارهٔ ۱۷۹ جانم خدنگ شست بتان را نشان شده
  60. شمارهٔ ۱۸۰ ای گل چه دل بهر خس و هر خار بسته‌ای

متن اشعار به نقل از گنجور.